اگر به یک وب سایت یا فروشگاه رایگان با فضای نامحدود و امکانات فراوان نیاز دارید بی درنگ دکمه زیر را کلیک نمایید.
ایجاد وب سایت یا
عنوان: مبانی نظری و پیشینه تحقیق برنامه ریزی استراتژیک
فرمت فایل: word
تعداد صفحات: 50
توضیحات
در سالهای اخیر توجه نسبت به برنامهریزی جامع یا استراتژیک، به طور روزافزون افزایش یافته و تنها راه اثربخشی و کارامدی مدیران، در بهره گیری از این شیوة برنامهریزی جست و جو شده است (9). برنامهریزی استراتژیک روشمند از سال 1950 تا 1970 مطرح شد؛ در این خصوص، محققانی همچون استینر[1] آن را به سال 1950 (توسط کمپانیها و مجتمعهای تولیدی)، و روزنبرگ و شو آن را به سال 1970 (توسط سازمانها برای پاسخگویی به محیط متلاطم) نسبت میدهند (29). تصمیمهای راهبردی بر جهتگیریهای بلند مدت سازمان اثر میگذارند و موقعیتی خاص در آینده را از هم اکنون برای سازمان تعیین میکنند. به عبارتی، موقعیتی که سازمانها در حال حاضر در آن قرار دارند، کم و بیش نتیجة تصمیمهایی است که مدیریت آنان چندین سال قبل گرفتهاند.
دانشمندان بسیاری اهمیت برنامهریزی راهبردی را از جنبههای مختلف بررسی کردهاند و همگی روی همبستگی برنامهریزی راهبرد با عملکرد مطلوب سازمانها توافق نظر دارند و معتقدند که برنامهریزی راهبردی فرآیندی پویا و منطقی است. به عقیدة ماچادو[2] برنامهریزی استراتژیک روش بسیار متداولی است که سازمانها از آن برای پاسخ مناسب به شرایط متغیر داخلی و خارجی استفاده میکنند؛ و میزانی که برنامهریزی استراتژیک مورد استفاده قرار میگیرد یک عامل پیشگویی کنندة مهم از اعتبار و موفقیت یک سازمان محسوب میشود. در این خصوص، ادبیات پیشینه قویاً تأکید دارند که برنامهریزی استراتژیک یک عامل کلیدی و بسیار مهم در عملکرد سیستم و برتری سازمانی است (43).
از نظر اعرابی و حقیقی یکی از معیارهای شناخت سلامتی سازمان در چرخة تطبیق پذیری، توانایی شناخت تغییرات محیطی است. به علت تغییرات شتابان محیط، سازمانها باید برای رویارویی با تغییر، تواناییهای خود را افزایش دهند؛ یعنی باید بیاموزند چگونه سریعتر خود را با شرایط متغیر محیطی تطبیق دهند. این تغییرات، اثر بسیار مؤثر و غیر قابل انکاری بر استراتژی و همچنین موفقیت یا شکست هر سازمان دارد. به طوری که بسیاری از سازمانها که سالها سودآور و موفق بودهاند، با تغییر مختصات محیطی و تنها به دلیل عدم همراهی با این تغییرات و تحولات با ورشکستگی و نابودی مواجه شدهاند (29).
امروزه کشورها و جوامع در فرآیند تدوین و اجرای راهبرد، خود را محک میزنند و با استفاده از شاخصها و معیارهای واقعی، خودساخته و استاندارد، کشور خود را با دیگر کشورها مقایسه میکنند. در نتیجه کم و بیش به جایگاه واقعی خود در جهان پی میبرند و برنامهریزیهای راهبردی خود را بر مبنای رسیدن از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب که با شاخصها و معیارها مشخصاند، جهت دهی میکنند. همچنین در تلاشاند ضعفهای خود را به قوتها و تهدیدها را به فرصتها تبدیل سازند. از طرف دیگر، سعی در تقویت بیشتر قوتها و ارتقای سطح فرصتها میکنند (59).
[1]steiner
[2] machado
فهرست مطالب
برچسب های مهم