مبانی نظری و پیشینه تحقیق خرید و فروش اعیان نجسه  

فروشگاه جامع پروژه های دانشجویی

اگر به یک وب سایت یا فروشگاه رایگان با فضای نامحدود و امکانات فراوان نیاز دارید بی درنگ دکمه زیر را کلیک نمایید.

ایجاد وب سایت یا
فروشگاه حرفه ای رایگان

آمار سایت

آمار بازدید

  • بازدید امروز : 423
  • بازدید دیروز : 1011
  • بازدید کل : 9835063

مبانی نظری و پیشینه تحقیق خرید و فروش اعیان نجسه


عنوان: مبانی نظری و پیشینه تحقیق خرید و فروش اعیان نجسه

فرمت فایل: word

تعداد صفحات: 45

ممكن است ادعا شود كه كلمه‌ی نجس بر معناى لغوى آن حمل شود كه همان پليدى است، نه معناى شرعى و اعتبارى آن كه بنا بر اين احتمال نجاست ذاتى مشركان ثابت نخواهد شد.

حمل واژه‌ی نجس بر معناى لغوى يا شرعى تعيين معناى لغوى يا اصطلاحى شرعى كلمه‌ی نجس است، زيرا هر گاه منظور از آن، معناى لغوى باشد، نظريه‌ی عدم نجاست ذاتى تقويت خواهد شد و چنان چه منظور معناى اصطلاحى شرعى آن باشد، نظريه‌ی نجاست ذاتى مشركان تثبيت خواهد گشت. « إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ » (سوره توبه، آیه28).

ريشه‌ی اين ترديد ناشى از اين است كه آيا در زمان نزول اين آيه، معناى اصطلاحى و اعتبارى شرعى براى واژه‌ی نجس در ذهن اهل شريعت ثابت بوده است یا خیر؟ (جناتی، 1374، ص183).

 

 

2-4- دلايل حمل بر معناى اصطلاحى شرعى

 

1- واژه نجس بايد بر معناى اعتبارى شرعى آن حمل شود. زيرا در زمان نزول آيه معناى اعتبارى شرعى در اذهان اهل شريعت مستقر بوده است.

به این دلیل اشکال وارد است، زيرا مصادره به مطلوب مى‌باشد و اصل اثبات استقرار معناى شرعى هنگام نزول آيه، مورد ترديد است و نياز به اثبات دارد.

2- آيه مذكور در سوره توبه، در سال نهم پس از هجرت نازل شده‌است و بى ترديد تا اين زمان تعدادى از نجاسات اصطلاحى و اعتبارى تشريع شده‌است و اين امر خود مى رساند كه ذهن اهل شريعت با معناى شرعى و اعتبارى واژه نجس آشنا بوده و هنگام نزول آيه هيچ مشكلى براى حمل آن بر معناى شرعى وجود نداشته است.

در روايات نقل شده‌است هنگامى كه رسول خدا (ص) به مدينه رفت بين مردم آنجا، استنجای با آب و سنگ امر متعارفى بود و مى‌گويند براء بن معرور انصارى نخستين مسلمانى بود كه با آب استنجا ی مى‌نمود و آيه « إِنَّ الله يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ »( سوره بقره، آیه222 ).در حق او نازل شده‌است.

اشاره به نجاست در بعض احاديثى كه پيش از هجرت از او صادر شده زيرا در آن‌ها بين امت اسلامى و امت هاى پيشين كه مقصر بوده‌اند كه مقارنه شده در هنگامى كه بول به بدن و يا لباس آن‌ها اصابت مى كرد تكاليف آن‌ها مشكل بوده است و اما در باره ی اين امت اين گونه تكاليف قرار داده نشده‌است و تنها آب را براى آن‌ها مطهر و پاك كننده قرار داده است.

رواياتى هم وجود دارد كه مى گويد پيامبر، امام حسن و يا امام حسين را در دامن خود

مى نشاند و گاهى بول مى كرد پيامبر در اين هنگام موضع را با آب مى‌شست.

از اين وجوه براى انسان اطمينان پيدا مى‌شود كه تشريع نجاست پيش از نزول آيه «إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ » بوده است.

ولى با همه اين گفته‌ها وجه مذكور نا تمام است، زيرا موارد و شواهد مذكور به هر اندازه هم كه زياد باشد نمى تواند ثابت كند كه در زمان نزول آيه، معناى لغوى واژه‌ی نجس مهجور بوده و فقط معناى شرعى آن به ذهن آمده است. و بر فرض كه وجود معناى اعتبارى شرعى را قبل از نزول آيه بپذيريم باز هم دوشادوش معناى لغوى حضور داشته و تعيين هر يك نيازمند قرينه است و هر گاه قرينه بر اراده هيچ يك نباشد، استدلال به آيه امكان نخواهد داشت. (همان، ص 185)

به علاوه كه پس از تتبع در عناصر خاصه استنباط، اين امر به وضوح دانسته مى‌شود كه لفظ نجاست در زبان شريعت اختصاص به قذارت شرعى نيافته بلكه در معناى لغوى آن نيز به كار رفته است. و اصولا در احاديث منقول از رسول خدا چه از طريق شيعه و چه از طريق اهل سنت يا كلمه نجاست در معناى اصطلاحى آن به كار نرفته و يا در موارد اندك و انگشت شمارى به كار رفته است. تا آنجا كه برخى از انديشمندان گفته‌اند: تعبير به لفظ نجس در احاديث رسول خدا ديده نشده‌است مگر در چند روايت: در مورد مردى كه در حال جنابت با رسول خدا رو به رو گرديد و حيا كرد و بلا فاصله غسل كرد و از رسول خدا معذرت خواست، پيامبر به او فرمود: « سبحان الله مؤمن نجس نمى‌شود» به هر حال اين عبارت مى رساند كه لفظ نجس در عبارت شارع به ندرت داراى معناى اصطلاحى شرعى بوده است و بنا بر اين هنگام نزول آيه، معناى اصطلاحى شرعى مستقر نبوده و آيه بايد بر معناى لغوى حمل شود.

3- كلام شارع همواره بايد بر معنايى حمل شود كه با مقام شارعيت و مولويت وى تناسب داشته باشد. و چون معناى اصطلاحى شرعى، با مقام مولويت و قانونگذارى شارع تناسب دارد، بايد واژه نجس را در آيه مذكور بر معناى شرعى حمل كرد نه معناى لغوى (جناتی، 1374، ص186).

5- واژه‌ی نجس مردد بين قذارت معنوى و قذارت حسى شرعى نيست، بلكه اطلاق دارد و شامل هر دو مى‌شود. يعنى مشركان هم به لحاظ روحى و عقيدتى آلوده‌اند و هم به لحاظ بدنى و جسمى نجس هستند.

پاسخ اين سخن چنين است كه استناد به اطلاق در مواردى صحيح است كه فرد مردد، يكى از افراد موضوع قضيه به شمار آيد در حالى كه قذارت روحى و قذارت جسمى حقيقتاً واحد نيستند و اراده كردن هر يك نياز به لحاظ جداگانه دارد. اطلاق، مستلزم نفى قيد زائد است، نه مستلزم وسعت بخشيدن به دايره لحاظ و وارد كردن حيثيات مختلف در زير پوشش يك عنوان(همان، ص187).

وسعت بخشيدن به دايره مراد و مفهوم از عهده اطلاق بيرون است و نياز به قرينه خاصى دارد. بنا بر اين واژه‌ی نجس نسبت به قذارت معنوى و جسمى اطلاق ندارد و فقط شامل يكى از آن دو مى‌باشد، و چنان كه تبيين شد، مراد از نجاست مشركان، قذارت معنوى و فكرى آنان است، نه قذارت جسمى و ذاتى ايشان.

بيان يك نكته: چنان كه قبلا به آن اشاره شده، بر فرض كه كسى آيه « إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ »(سوره توبه، آیه28). را دليل نجاست ذاتى مشركان بداند، حكم نجاست ذاتى فقط شامل بت پرستان خواهد بود و گروه‌هاى ديگرى كه در روايات يا آيات ديگر به نوعى واژه شرك در مورد آنان به كار رفته است ( مانند يهود، نصارى، مفوضه، اشاعره، كراميّه و رياكاران) مشمول حكم نخواهند بود.

چرا كه آيه بيش از مشركان ( بت پرست ) را در بر نمى‌گيرد. و استناد به آيه براى سرايت حكم به همه گروه هايى كه به لحاظى مشرك ناميده شده‌اند، استناد به دليلى است كه اخص از مدعا مى‌باشد(همان، ص189).

 

 

2-4-1- مفهوم نجس از دیدگاه عرف

 

ظاهر این است که نجاست عرفیه به معنای «پلیدی» است که درمقابلش «تمیزی» است. این دو با هم تقابل دارند. این مطلب نسبت به اعیان خارجیه است، چون عرف و عقلا به سراغ اعیان خارجیه می روند. عقلا و عرف اعیان خارجی را دو قسم می‏کنند؛

1-اعیان نجسه: بعضی از اعیان خارجیه را می‏گویند قذر، آلوده و پلید هستند. جهت آن هم این است که طبع آن‌ها از این امور تنفّر دارد. ریشه‌ی مطلب همین تنفّر طبعی آن‌ها از این اعیان است. یعنی نسبت به این امور استکراه دارند و به دلیل تنفّر طبع به آن‌ها می‏گویند قذر، نجس و پلید. مثلاً بول، غائط، منی در نزد عرف و عقلا مورد تنفّرند. لذا اگر به این امور آلوده شوند، می‏روند و خود را شست‏وشو می‏کنند و از این امور اجتناب می‏کنند.

2-مطهرات: دسته‏ای از اعیان خارجیه که عقلا از آن‌ها متنفّر نیستند و با تماس با آن‌ها هیچ مشکلی ندارند. به این ها می‏گویند نظیف و تمیز. مثلاً از دیدگاه عُقلا و عرف، سنگی را که به چیزی آلوده نباشد می‏گویند تمیز و نظیف است و طبع هم از آن تنفّر نداشته و تماس با آن هیچ مشکلی برای آن‌ها ایجاد نمی‏کند (تهرانی، 1391، ص2).

 

فهرست مطالب

سوابق تحقیق

معنای لغوی نجاست

دلايل حمل بر معناى اصطلاحى شرعى

مفهوم نجس از دیدگاه عرف

مفهوم نجس از دیدگاه شرع:

مفاهیم مرتبط با کلمه‌ی نجس در قرآن

معناى نجس (با فتح جيم)

مصادیق اعیان نجسه و دیدگاه فقهای امامیه

خريد و فروش خون

ادله‌ی فقها در حرمت خرید و فروش خون

نداشتن ماليت

دیدگاه فقها ی امامیه در حرمت خریدو فروش خون

خريد و فروش مردار

دیدگاه فقهای امامیه در خرید و فروش مردار

ادله‌ی فقها در خرید و فروش مردار

قاعده‌ی حرمت نجاست

دیدگاه فقهای امامیه در خرید و فروش مردار

خرید و فروش جسد اموات برای تشریح

خرید و فروش عذره و بول

خرید و فروش سگ و خوک

علت عدم ذکرکلب در قرآن

معنی کلمه ی هراش در قرآن

ادله‌ی حرمت خرید و فروش سگ

دیدگاه فقهای امامیه در خرید و فروش سگ:

خرید و فروش اعضای بدن میت

ادله‌ی کسانی که حکم به عدم جواز فروش اعضاء دادند

ادله‌ی حرمت خرید و فروش میته

خرید و فروش اعیان نجس باطل است

اعضای بدن مالیت ندارند

دیدگاه دوم: جواز فروش

ادله‌ی کسانی که جواز به فروش اعضادادند

دیدگاه سوم: قابلیت فروش بر مبنای حق تصرف

خرید و فروش خمر

فهرست منابع

  انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۹۷               تعداد بازدید : 589

برچسب های مهم

http://kia-ir.ir

تمام حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به "" می باشد

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما