فروشگاه جامع پروژه های دانشجویی

اگر به یک وب سایت یا فروشگاه رایگان با فضای نامحدود و امکانات فراوان نیاز دارید بی درنگ دکمه زیر را کلیک نمایید.

ایجاد وب سایت یا
فروشگاه حرفه ای رایگان

آمار سایت

آمار بازدید

  • بازدید امروز : 697
  • بازدید دیروز : 457
  • بازدید کل : 9810828
  • عنوان اسلاید
  • عنوان اسلاید
  • عنوان اسلاید

بررسی انواع بیماری‌ها و اختلالات روانی و عصبی


 

بررسی انواع بیماری‌ها و اختلالات روانی و عصبی

 

بیماری‌ها و اختلالات روانی و عصبی یکی از مهمترین مسائل سلامتی جامعه است که تأثیر عمیقی بر زندگی افراد دارد. این اختلالات می‌توانند به صورت موقت یا دائمی باشند و ممکن است باعث محدودیت‌های جدی در زندگی روزمره فرد شوند. بنابراین، شناخت انواع بیماری‌ها و اختلالات روانی و عصبی اهمیت بسیاری دارد.

یکی از انواع بیماری‌ها و اختلالات روانی و عصبی، افسردگی است. افسردگی یک وضعیت احساسی است که با احساس ناامیدی، ناراحتی و کاهش انرژی همراه است. این اختلال می‌تواند برای مدت کوتاهی اتفاق بیفتد یا به صورت مزمن باشد و نیاز به مداخله‌های درمانی دارد.

یکی دیگر از اختلالات روانی و عصبی، اضطراب است. افرادی که از اضطراب رنج می‌برند، با احساس نگرانی و استرس شدید مواجه هستند و ممکن است باعث محدودیت‌های جدی در زندگی آن‌ها شود.

بیماری‌های عصبی نیز از دیگر مشکلاتی است که برای سلامتی افراد مهم است. بیماری‌هایی همچون سکته مغزی، پارکینسون و اسکلروز چندگانه از جمله بیماری‌های عصبی هستند که می‌توانند به صورت مزمن و باعث محدودیت‌های جدی در عملکرد افراد شوند.

به طور کلی، شناخت انواع بیماری‌ها و اختلالات روانی و عصبی می‌تواند به افراد کمک کند تا بهترین راه‌های مدیریت و درمان برای مشکلات خود را پیدا کنند. همچنین، اطلاعات صحیح و دقیق در این زمینه می‌تواند به جامعه کمک کند تا بهترین اقدامات برای پیشگیری و مدیریت این مشکلات را انجام دهد.

 

پسيكوز: يك نگاه عميق به بيماري شديد رواني

 

پسيكوز يك بيماري رواني شديد است كه مي‌تواند زندگي فرد را تحت تأثير قرار دهد و به آسيب جسمي و رواني و اجتماعي منجر شود. در اين مقاله، به بررسي علائم، عوامل خطر، تشخيص و درمان پسيكوز پرداخته خواهد شد.


علائم پسيكوز مي‌تواند شامل وهم، هالوسيناسيون، بيماري هاي افكتيو و اختلال در تفكر و رفتار باشد. اين علائم ممكن است به طور تدريجي ظاهر شده و يا ناگهاني باشد و مي‌تواند زندگي روزمره فرد را تحت تأثير قرار دهد. افرادي كه دچار پسيكوز مي‌شوند ممكن است احساس متروكه بودن كنند و دچار اضطراب و افسردگي شوند.

عوامل خطر براي بروز پسيكوز شامل ژنتيك، مصرف مواد مخدر، استرس و زندگي در محيط هاي تحريك كننده مي‌باشد. همچنين، بيماري هاي مزمن رواني مانند اسكيزوفرني و افسردگي نيز مي‌توانند عوامل خطر براي پسيكوز باشند.

تشخيص پسيكوز بر اساس نمايش باليني و تاريخچه بيماري انجام مي‌شود. آزمايش‌هاي تصويربرداري مغز و آزمايش‌هاي خوني نيز ممكن است براي تشخيص وضعيت فرد مورد استفاده قرار گيرند.

درمان پسيكوز شامل مداخلات روانشناختي، داروها و پشتيباني اجتماعي مي‌باشد. مهمترين نقطه درماني پسيكوز، شناسايي زودرس علائم و شروع درمان مناسب و به موقع مي‌باشد.

در نهايت، پسيكوز يك بيماري شديد رواني است كه نيازمند مداخلات گسترده و موثر براي كنترل آن مي‌باشد. اطلاعات بيشتر در مورد علائم، عوامل خطر، تشخيص و درمان پسيكوز مي‌تواند به بهبود تشخيص و مديريت اين بيماري كمك كند و زندگي افراد مبتلا را بهبود بخشد.

 

آموزش بهداشت روان برای خانواده های مبتلا به بیماری های روانی: نکات ضروری

 

بیماری های روانی یکی از مشکلات جامعه امروزی است که تاثیر بسیاری بر زندگی افراد و خانواده های آنها دارد. این بیماری ها می توانند موجب تغییرات در رفتار، احساسات و فکرهای فرد شوند و در نتیجه بر روابط خانوادگی تاثیر گذار باشند. بنابراین، آموزش بهداشت روان برای خانواده های مبتلا به این بیماری ها ضروری است تا بتوانند با بهترین روش ها و استراتژی ها با این مشکلات روبرو شوند.


یکی از نکات ضروری در آموزش بهداشت روان برای خانواده های مبتلا به بیماری های روانی، شناخت نوع بیماری و تاثیرات آن بر رفتار و احساسات فرد می باشد. اطلاعات دقیق در مورد علایم و نشانه های مختلف بیماری ها، می تواند به خانواده ها کمک کند تا بهتر بفهمند چگونه با عضو مبتلا به بیماری روانی خود برخورد کنند و او را درمان کنند.

همچنین، توانایی مدیریت استرس و اضطراب نیز یکی از نکات ضروری در آموزش بهداشت روان برای خانواده های مبتلا به بیماری های روانی می باشد. بیماری های روانی می توانند منجر به افزایش استرس و اضطراب در خانواده ها شود و بنابراین آموزش بهداشت روان می تواند به آنها کمک کند که چگونه با این وضعیت ها روبرو شوند و از طریق راهکار های مختلف، استرس و اضطراب را کاهش دهند.

علاوه بر این، ارتقاء ارتباطات خانوادگی نیز یکی دیگر از نکات ضروری در آموزش بهداشت روان برای خانواده های مبتلا به بیماری های روانی است. ارتباطات سالم و قوی، می تواند به افراد کمک کند تا با مشکلات روانی خود بهتر برخورد کنند و از حمایت خانواده خود بهره مند شوند.

در نهایت، آموزش بهداشت روان برای خانواده های مبتلا به بیماری های روانی، نقش بسیار مهمی در بهبود وضعیت افراد مبتلا به این بیماری ها دارد. ارتقاء اطلاعات و مهارت های خانواده ها در این زمینه، می تواند بهبود قابل توجهی در زندگی افراد مبتلا به بیماری های روانی و خانواده های آنها ایجاد کند. بنابراین، تلاش برای ارائه آموزش بهداشت روان به خانواده های مبتلا به این بیماری ها بسیار حیاتی است و می تواند تاثیرات مثبت بسیاری داشته باشد.

 

 

مطالب مرتبط

 

پاورپوینت بررسی اختلالات روانی در سالمندان

پاورپوینت مطالعه اختلالات روانی منجر به طلاق

دانلود پاورپوینت ایدز علایم و اختلالات روانی همراه و درمان

دانلود تحقیق بررسی شیوع اختلالات روانی در جانبازان شهرستان نیشابور

پاورپوینت سبب شناسی اختلالات روانی

 

 

 

 

 

 

 

انتشار : ۶ دی ۱۴۰۲

برچسب های مهم

تعبیر مدرنیته و طراحی هوشمندانه: ساختمان تجاری و مسکونی بام T توسط معماران SOSU


 

 تعبیر مدرنیته و طراحی هوشمندانه: ساختمان تجاری و مسکونی بام T توسط معماران SOSU

 

 در دنیای امروزه، مدرنیته و طراحی هوشمندانه دو مفهومی هستند که در صنعت ساختمان و معماری به شدت تأثیرگذار هستند. از یک سو، مدرنیته به دنبال استفاده از تکنولوژی های پیشرفته و جدید در ساختمان ها برای ارتقا کیفیت زندگی افراد است. از سوی دیگر، طراحی هوشمندانه به دنبال ایجاد ساختمان هایی است که هوشمندانه و بهینه عمل می کنند و نیازهای مالی، اجتماعی و محیطی را در نظر می گیرند.

یکی از پروژه های برجسته در این زمینه، ساختمان تجاری و مسکونی بام T است که توسط معماران SOSU طراحی و ساخته شده است. این ساختمان که در شهر تهران واقع شده است، با استفاده از تکنولوژی های پیشرفته و طراحی هوشمندانه، توانسته است یکی از نمادهای مدرنیته و پیشرفت در صنعت ساختمان در ایران باشد.

طراحی بام T بر اساس اصول معماری مدرن و هوشمندانه صورت گرفته است. از جمله ویژگی های این ساختمان می توان به استفاده از سیستم های هوشمند مدیریت انرژی، سیستم های نورپردازی هوشمند، سیستم های امنیتی و اتوماسیون خانه اشاره کرد. همچنین، طراحی داخلی و خارجی ساختمان توسط تیم معماری SOSU به گونه ای است که همزیستی انسان با محیط اطراف و ایجاد ارتباطات اجتماعی و فضاهای زیبا و آرامش بخش را تسهیل می کند.

به علاوه، بام T به دلیل طراحی هوشمندانه و استفاده از مواد با کیفیت بالا، از لحاظ محیطی و پایداری نیز بسیار مورد توجه قرار گرفته است. این ساختمان با استفاده از انرژی های تجدیدپذیر و سیستم های بهینه سازی مصرف انرژی، به حفظ محیط زیست و کاهش اثرات منفی بر آن کمک می کند.

به طور کلی، ساختمان تجاری و مسکونی بام T توسط معماران SOSU نمونه ای برتر از تعبیر مدرنیته و طراحی هوشمندانه در صنعت ساختمان است. این ساختمان نه تنها نیازهای امروزی افراد را برآورده می کند، بلکه به دلیل توجه به محیط زیست و استفاده از فناوری های پیشرفته، در راستای پایداری و بهره وری انرژی نیز گام بر می دارد.

 

 

مطالب مرتبط

 

پلان ساختمان تجاری جدید

 پروژه تحلیل معماری مسجد ملک کرمان(امام خمینی)

پاورپوینت تحلیل معماری مجتمع تجاری و اداری یاس هنگام

پاورپوینت تحلیل معماری مجتمع تجاری و اداری گل مریم

پاورپوینت تحلیل معماری بیمارستان

 

 

بررسی شیوع اختلالات رفتاری در دانش آموزان دختر و پسر دبستانی


 

بررسی شیوع اختلالات رفتاری در دانش آموزان دختر و پسر دبستانی

 

اختلالات رفتاری یکی از مسائلی است که می‌تواند تأثیرات عمیقی بر روند یادگیری و تحصیلی دانش آموزان داشته باشد. این اختلالات می‌توانند باعث کاهش تمرکز، افزایش هیجانات منفی، مشکلات ارتباطی و افزایش ناراحتی و اضطراب در دانش آموزان شوند. بررسی شیوع این اختلالات در دانش آموزان دختر و پسر دبستانی می‌تواند به ما کمک کند تا روش‌های مناسب‌تری برای مدیریت و درمان این اختلالات را پیدا کنیم.

بر اساس تحقیقات اخیر، اختلالات رفتاری در دانش آموزان دختر و پسر دبستانی رایج است. این اختلالات می‌توانند به صورت مختلفی ظاهر شوند، از جمله افزایش فعالیت حرکتی، ناتوانی در تنظیم هیجانات، مشکلات ارتباطی و توجه‌پراکندگی. به عنوان مثال، برخی از دانش آموزان دبستانی ممکن است دچار اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی (ADHD) شوند که می‌تواند تأثیرات عمیقی بر عملکرد تحصیلی آن‌ها داشته باشد.

همچنین، تحقیقات نشان داده است که اختلالات رفتاری در دختران و پسران دبستانی ممکن است به دلیل عوامل مختلفی از جمله محیط خانوادگی، فشارهای اجتماعی و محیط مدرسه رخ دهد. برای مثال، محیط خانوادگی ناپایدار، نبود تعامل مناسب با والدین، وجود تنش‌ها و مشکلات اقتصادی می‌تواند به عنوان عوامل خطرساز برای اختلالات رفتاری در دانش آموزان دبستانی مطرح شوند.

در نهایت، برای مدیریت و درمان اختلالات رفتاری در دانش آموزان دختر و پسر دبستانی، نیاز به رویکردهای گوناگونی است. این شامل ارائه حمایت‌های روان‌شناختی و اجتماعی، آموزش مهارت‌های تنظیم هیجانات، ارتقاء مهارت‌های ارتباطی، و ایجاد محیط‌های آموزشی و پرورشی سازگار با نیازهای این دانش آموزان می‌شود.

در نتیجه، بررسی شیوع اختلالات رفتاری در دانش آموزان دختر و پسر دبستانی می‌تواند ما را در مسیری موثرتر برای مدیریت و درمان این اختلالات قرار دهد و از آن‌ها حمایت کند تا به طور بهتری در محیط تحصیلی و اجتماعی خود عمل کنند.

 

مطالب مرتبط

 

دانلود رایگان کتاب صوتی اختلالات رفتاری کودکان و نوجوانان

پاورپوینت باعنوان اختلالات رفتاری كودكان

پاورپوینت با موضوع تاثیر ارتباط خانوادگی بر اختلالات رفتاری

پاورپوینت مشاوره روانشناسی خانواده در اختلالات رفتاری کودکان

دانلود پاورپوینت تاثیر ارتباطات خانوادگی در اختلالات رفتاری [۶۹ اسلاید] سمیرا کشاورز(ویرایش جدید)

 

 

 

 

 

انتشار : ۵ دی ۱۴۰۲

برچسب های مهم

روش‌های ارتقای خلاقیت در دانش‌آموزان


 

روش‌های ارتقای خلاقیت در دانش‌آموزان

 

خلاقیت یکی از اساسی‌ترین و مهم‌ترین مهارت‌هایی است که دانش‌آموزان باید در طول دوره تحصیلی خود به آن دست یابند. ارتقای خلاقیت در دانش‌آموزان می‌تواند تأثیر بسزایی در پیشرفت تحصیلی و همچنین مهارت‌های زندگی آنان داشته باشد. در این مقاله به بررسی روش‌های ارتقای خلاقیت در دانش‌آموزان خواهیم پرداخت.

روش اول: تشویق و پشتیبانی


تشویق و پشتیبانی از دانش‌آموزان برای بیان ایده‌ها و پیشنهادات خود می‌تواند به عنوان یکی از مهم‌ترین روش‌های ارتقای خلاقیت در دانش‌آموزان مطرح شود. والدین و معلمان باید از دانش‌آموزان حمایت کرده و آن‌ها را تشویق به بیان ایده‌ها و حل مسائل به شیوه‌های مختلف کنند.

روش دوم: ارائه فضای خلاق


ارائه فضای خلاق برای دانش‌آموزان می‌تواند به عنوان یکی دیگر از روش‌های ارتقای خلاقیت مطرح شود. این فضا می‌تواند شامل کلاس‌های آموزش هنری، کارگاه‌های خلاقیت و فضاهای باز برای ایجاد و اشتراک گذاری ایده‌ها باشد.

روش سوم: استفاده از روش‌های آموزشی نوآورانه


استفاده از روش‌های آموزشی نوآورانه، مانند معما، بازی‌های تفکری و تمرین‌های تحلیلی، می‌تواند به عنوان یکی از روش‌های ارتقای خلاقیت در دانش‌آموزان مطرح شود. این روش‌ها به دانش‌آموزان کمک می‌کنند تا مهارت‌های تفکر خود را تقویت کرده و به ایده‌های خلاقانه‌تری دست یابند.

به طور کلی، ارتقای خلاقیت در دانش‌آموزان نیازمند توجه و تلاش مستمر از سوی والدین و معلمان است. این مسئله نه تنها به پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان کمک می‌کند، بلکه می‌تواند به ایجاد شهروندانی خلاق و کارآفرین در آینده کمک کند.

 

مطالب مرتبط

 

تحقیق و جزوه ساده < کارآفرینی،خلاقیت و نوآوری تعریف مفاهیم و مدیریت > رشته مدیریت با word

پاورپوینت باعنوان مبانی تکنیک های خلاقیت

تحقیق راههای ترویج فرهنگ خلاقیت و نوآوری

پاورپوینت در مورد آشنایی با تکنیک های خلاقیت

 

 

 

 

 

 

انتشار : ۵ دی ۱۴۰۲

برچسب های مهم

طراحی نقشه کارگاه نجاری و برش چوب با پلان طبقات و نما


 

 طراحی نقشه کارگاه نجاری و برش چوب با پلان طبقات و نما

طراحی نقشه کارگاه نجاری و برش چوب یکی از مهمترین مراحل در ایجاد یک کارگاه نجاری با کیفیت و بهره وری بالا است. این نقشه باید شامل پلان طبقات و نما باشد تا بتوان به راحتی از طراحی به ساخت و اجرا مراحل پیش رو را پیش برد.

ابتدا در طراحی نقشه کارگاه نجاری باید به برنامه ریزی دقیق پرداخته شود. این برنامه ریزی باید شامل اندازه گیری دقیق فضای موجود برای ایجاد کارگاه، تعیین ابعاد دقیق دستگاه های نجاری و برش چوب و نیز تعیین محل قرار گیری ایستگاه های کاری باشد. همچنین باید در نظر گرفت که فضای کافی برای حرکت و انتقال مواد و محصولات در کارگاه فراهم شود.

در پلان طبقات نیز باید به این نکته توجه شود که فضای کاری، انبار و نگهداری مواد و محصولات بهینه سازی شود. همچنین باید ایمنی و امنیت کارگاه نیز در نظر گرفته شود تا حوادث و آسیب های احتمالی کاهش یابد.

در نما نیز باید به زیبایی و کارایی کارگاه توجه شود. استفاده از جنس های مقاوم و زیبا برای دیوارها و سقف ها و نیز استفاده از پنجره ها و درهای مناسب برای افزایش نوردهی و تهویه مناسب کارگاه بسیار مهم است.

در مجموع، طراحی نقشه کارگاه نجاری و برش چوب با پلان طبقات و نما نیازمند دقت و توجه به جزئیات است. این مرحله اساسی برای ایجاد یک کارگاه با کیفیت و بهره وری بالا می باشد و باید با توجه به نیازها و شرایط خاص هر کارگاه، به شکل مناسبی طراحی و اجرا شود.

 

 

مطالب مرتبط

 

پروژه معماری فرودگاه (فایل اتوکدی، رندر، پوستر، PSD و تریدی)

مجموعه بی نظیر آبجکت های اتوکدی درختان و گل و گیاه برای اتوکد

پروژه کامل بیمارستان (فایل اتوکدی، رندر، پوستر و PSD لایه‌باز)

نقشه های اتوکدی و 3d خانه مسکونی 2 واحده-یک واحد دوبلکس

پلان و نقشه های اتوکدی هنرستان12 کلاسه 2 طبقه ای - نمونه اول

 

 

 

 

 

انتشار : ۴ دی ۱۴۰۲

برچسب های مهم

استراتژی‌های مدیریتی آدیداس: رهبری در صنعت برندینگ کفش جهانی


 استراتژی‌های مدیریتی آدیداس: رهبری در صنعت برندینگ کفش جهانی

آدیداس یکی از برندهای معروف و محبوب در صنعت تولید کفش و لباس ورزشی است که در سال 1949 توسط آدی داسلر تأسیس شد. این شرکت از آن زمان تاکنون به یکی از پیشگامان صنعت ورزشی تبدیل شده و با استراتژی‌های مدیریتی منحصر به فرد خود، توانسته است در مقدمه‌ی صنعت برندینگ کفش جهانی قرار بگیرد.

یکی از استراتژی‌های مدیریتی که آدیداس به طور مداوم از آن استفاده می‌کند، رهبری در نوآوری و طراحی محصولات است. این شرکت همواره به دنبال بهبود و توسعه‌ی محصولات خود بوده و به روز رسانی مداوم را به عنوان یکی از اصول اصلی خود مطرح کرده است. این استراتژی به آن کمک کرده است تا آدیداس به عنوان یکی از برترین برندهای کفش ورزشی در جهان شناخته شود.

یکی دیگر از استراتژی‌های مدیریتی آدیداس، توجه به بازاریابی و تبلیغات است. این شرکت همواره به صورت فعال در بازاریابی و تبلیغات حضور داشته و از ابزارهای مختلفی مانند تبلیغات تلویزیونی، تبلیغات اینترنتی و همچنین اسپانسوری کارهای ورزشی استفاده می‌کند. این استراتژی به آن کمک کرده است تا برند آدیداس به عنوان یکی از برترین و محبوب‌ترین برندها در صنعت ورزشی شناخته شود.

همچنین، آدیداس به برگزاری رویدادهای ورزشی و فعالیت‌های اجتماعی نیز توجه ویژه‌ای دارد. این شرکت همواره به دنبال ایجاد رویدادها و فعالیت‌هایی است که به جوانان و افراد علاقه‌مند به ورزش کمک کند تا به عنوان یک برند ورزشی پیروزمند و متفاوت شناخته شود. این استراتژی به آن کمک کرده است تا آدیداس به عنوان یک برندی با ارزش و اعتبار در صنعت ورزشی مشهور شود.

با توجه به استراتژی‌های مدیریتی منحصر به فرد و کارآمدی که آدیداس انتخاب کرده است، این شرکت به عنوان یکی از پیشگامان صنعت ورزشی و برندینگ کفش جهانی شناخته می‌شود. از این رو، به نظر می‌رسد که این استراتژی‌ها به عنوان یک الگوی موفقیت در مدیریت برند و صنعت ورزشی مورد توجه و تقلید قرار می‌گیرند.

 

تحلیل استراتژی بازاریابی برند آدیداس: رویکردها و عوامل موفقیت


برند آدیداس یکی از معروف‌ترین و پرفروش‌ترین برندهای لباس و ورزشی در جهان است. این برند با تولید محصولات متنوع و کیفیت بالا توانسته است بازار جهانی را تسخیر کند و جایگاه ویژه‌ای در صنعت ورزش و مد داشته باشد. در این مقاله، به تحلیل استراتژی بازاریابی برند آدیداس پرداخته و رویکردها و عوامل موفقیت این برند مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

تحلیل استراتژی بازاریابی آدیداس:


استراتژی بازاریابی آدیداس بر اساس چند اصل اساسی به سر می‌برد. اولین اصل این است که آدیداس به‌عنوان یک برند ورزشی معتبر، همواره به جذب استعدادهای ورزشی جوان و حمایت از این استعدادها متمایل بوده است. این اقدامات از جمله ارتباط با ورزشکاران حرفه‌ای، حمایت مالی از تیم‌های ورزشی و برگزاری رویدادهای ورزشی، باعث شده است تا بحران جوانان و علاقه‌مندان به ورزش به سمت برند آدیداس جلب شود.

دومین اصل استراتژی بازاریابی آدیداس، تمرکز بر روی کیفیت محصولات است. این برند از ابتدا تاکنون همواره به بهبود کیفیت محصولات و ارائه طراحی‌های نوآورانه و جذاب متمایل بوده است. این امر باعث شده است که مصرف‌کنندگان اعتماد بیشتری به این برند داشته باشند و به‌صورت مداوم از محصولات آدیداس استفاده کنند.

عوامل موفقیت آدیداس:


یکی از عوامل موفقیت آدیداس، ارتباط فعال با مشتریان و ایجاد ارتباط وفاداری با آنهاست. آدیداس با برگزاری رویدادها و فعالیت‌های بازاریابی متنوع، توانسته است ارتباط نزدیکی با مشتریان خود برقرار کند و به این ترتیب اعتماد مشتریان به برند خود را تقویت کند.

همچنین، نوآوری و توسعه محصولات نیز یکی از عوامل موفقیت آدیداس است. این برند به‌صورت مداوم در تحقیق و توسعه محصولات خود سرمایه گذاری می‌کند و به‌روزرسانی محصولات خود را با توجه به نیازهای مشتریان انجام می‌دهد. این اقدامات باعث شده است که آدیداس همواره در جریان روند‌های مد و ورزشی جهانی باقی بماند و بازار خود را تازه‌نگه دارد.


برند آدیداس با استراتژی بازاریابی منحصر به فرد خود و تمرکز بر روی کیفیت و نوآوری محصولات، توانسته است جایگاه ویژه‌ای در بازار جهانی داشته باشد. ارتباط نزدیک با مشتریان و حمایت از ورزشکاران و تیم‌های ورزشی نیز از دیگر عوامل موفقیت این برند محسوب می‌شود. به‌طور کلی، استراتژی بازاریابی آدیداس به‌عنوان یک برند ورزشی و مد، می‌تواند به عنوان الگویی برای سایر برندها در این صنعت مورد استفاده قرار گیرد.

 

 

مطالب مرتبط

 

خلاصه کتاب مدیریت استراتژیک

مدیریت استراتژیک در صنایع کوچک و متوسط 29 اسلاید

مدیریت استراتژیک فناوری اطلاعات

درس مدیریت استراتژیک

ارائه مدیریت استراتژیک

مدیریت استراتژیک ازایده تا عمل

 

 

 

 

 

انتشار : ۴ دی ۱۴۰۲

برچسب های مهم

اهمیت بخش بندی بازارهای داخلی و بین المللی در موفقیت برندهای معتبر جهانی


 اهمیت بخش بندی بازارهای داخلی و بین المللی در موفقیت برندهای معتبر جهانی

بخش بندی بازارهای داخلی و بین المللی یکی از عوامل اساسی در موفقیت برندهای معتبر جهانی است. این امر به دلیل تأثیر زیادی که بر فروش و شناخت برند دارد، بسیار اهمیت دارد. در این مقاله، به بررسی اهمیت این بخش بندی و نقش آن در رشد و توسعه برندهای معتبر جهانی می‌پردازیم.

اولین نکته که باید در نظر گرفت این است که بازارهای داخلی و بین المللی دارای ویژگی‌ها و نیازهای متفاوتی هستند. بنابراین، برندها باید توانایی داشته باشند تا استراتژی‌های متفاوتی را برای هر یک از این بازارها طراحی و اجرا کنند. به عنوان مثال، در بازار داخلی ممکن است برند باید به نیازهای مشتریان محلی و فرهنگ محلی توجه بیشتری داشته باشد، در حالی که در بازارهای بین المللی باید با تنوع فرهنگی و نیازهای متفاوت مشتریان مواجه شود.

همچنین، بخش بندی بازارها به برندها کمک می‌کند تا منابع و استراتژی‌های خود را بهینه‌سازی کنند. به عنوان مثال، اگر یک برند متوجه شود که در یک بازار خاص دارای رشد بیشتری است، می‌تواند منابع بیشتری را به این بازار اختصاص دهد و استراتژی‌های خود را برای بهبود فروش و شناخت برند در این بازار تنظیم کند.

علاوه بر این، بخش بندی بازارها به برندها کمک می‌کند تا رقبای خود را بهتر شناسایی کرده و استراتژی‌های مناسبی را برای رقابت با آنها طراحی کنند. با شناخت دقیق از بازارهای مختلف، برندها می‌توانند استراتژی‌های مناسبی برای رقابت با برندهای مشابه در هر بازار انتخاب کنند.

در نتیجه، می‌توان گفت که بخش بندی بازارهای داخلی و بین المللی یکی از عوامل مهم در موفقیت برندهای معتبر جهانی است. با توجه به این تأثیر بزرگ، برندها باید به شناخت دقیق از بازارهای مختلف و طراحی استراتژی‌های مناسب برای هر یک از این بازارها توجه ویژه‌ای داشته باشند تا بتوانند رشد و توسعه مستدامی را داشته باشند.

 

اهمیت و نیاز به بخش‌بندی بازار در تحقیقات بازاریابی

بخش‌بندی بازار یکی از مهمترین مراحل در تحقیقات بازاریابی است که به بررسی و تقسیم‌بندی بازار به دسته‌های مختلف می‌پردازد. این مرحله اهمیت بسیاری در تحلیل و درک بازار و نیازهای مشتریان دارد و می‌تواند به شرکت‌ها کمک کند تا بهترین استراتژی‌ها و راهکارها را برای بازاریابی محصولات و خدمات خود انتخاب کنند.

یکی از اهمیت‌های بخش‌بندی بازار این است که به شرکت‌ها کمک می‌کند تا درک بهتری از مشتریان و نیازهای آن‌ها پیدا کنند. با تقسیم‌بندی بازار به دسته‌های مختلف، شرکت‌ها می‌توانند بهترین راهکارها و استراتژی‌ها را برای هر گروه مشتری تعیین کنند و این به آن‌ها کمک می‌کند تا محصولات و خدمات خود را بهتر بازاریابی کنند.

بخش‌بندی بازار همچنین به شرکت‌ها کمک می‌کند تا رقبای خود را بهتر شناسایی کنند. با شناخت دقیق از بازار و رقبا، شرکت‌ها می‌توانند استراتژی‌های مناسبی را برای رقابت با آن‌ها تعیین کنند و این به آن‌ها کمک می‌کند تا در بازار بهترین عملکرد را داشته باشند.

به طور کلی، بخش‌بندی بازار یک ابزار بسیار قدرتمند برای شرکت‌ها است که به آن‌ها کمک می‌کند تا بازار را بهتر درک کنند و بهترین استراتژی‌ها و راهکارها را برای بازاریابی محصولات و خدمات خود انتخاب کنند. از این رو، بخش‌بندی بازار باید به عنوان یکی از اولویت‌های اصلی هر شرکت در زمینه بازاریابی در نظر گرفته شود.

 

تقسیم‌بندی بازار بر اساس ویژگی‌های رفتاری و روانشناختی

تقسیم‌بندی بازار بر اساس ویژگی‌های رفتاری و روانشناختی یکی از روش‌های مهم در تحلیل بازار و افزایش فهم ما از مشتریان است. این روش به ما کمک می‌کند تا بهترین راهکارها را برای جذب مشتریان، ارتقاء تجربه آن‌ها و افزایش فروش پیدا کنیم. تقسیم‌بندی بازار بر اساس ویژگی‌های رفتاری و روانشناختی می‌تواند به صورت گسترده‌ای در حوزه‌های مختلف از فروش و بازاریابی، از جمله تحقیقات مشتری، ایجاد استراتژی بازاریابی و تولید محصولات، مورد استفاده قرار گیرد.

تقسیم‌بندی بازار بر اساس ویژگی‌های رفتاری می‌تواند شامل عواملی مانند نیازها، مزایا، ویژگی‌های محصولات، واکنش به تبلیغات و رفتارهای خرید مشتریان باشد. این نوع تقسیم‌بندی به کمک ما می‌آید تا بفهمیم که چه نوع محصولات و خدماتی بهترین پاسخ را به نیازهای مشتریان ارائه می‌دهد و چگونه می‌توانیم بهترین راهکارها را جهت جلب توجه آن‌ها انتخاب کنیم.

از سوی دیگر، تقسیم‌بندی بازار بر اساس ویژگی‌های روانشناختی می‌تواند شامل عواملی مانند ارزش‌ها، باورها، شخصیت و سبک زندگی مشتریان باشد. این نوع تقسیم‌بندی به ما کمک می‌کند تا بهترین راهکارها را برای ارتقاء تجربه مشتریان و جذب آن‌ها پیدا کنیم. به عنوان مثال، با شناخت سبک زندگی و ارزش‌های مشتریان، ما می‌توانیم محصولات و خدماتی را ارائه دهیم که به بهترین شکل با ارزش‌ها و نیازهای آن‌ها هماهنگ باشد.

در نتیجه، تقسیم‌بندی بازار بر اساس ویژگی‌های رفتاری و روانشناختی ابزاری قدرتمند برای تحلیل بازار و ارتقاء استراتژی‌های بازاریابی و فروش است. با استفاده از این روش، ما می‌توانیم بهترین راهکارها را برای جذب و حفظ مشتریان پیدا کرده و در نتیجه، موفقیت بیشتری در بازار داشته باشیم.

 

 

 

مطالب مرتبط

 

پاورپوینت تقسیم بازار و تعیین بازار هدف

پاورپوینت مفهوم بازار هدف

دانلود پاورپوینت مفهوم بازار هدف

پاورپوینت کامل و جامع با عنوان تقسیم بازار و تعیین بازار هدف در 17 اسلاید

طرح توجیهی کامل پرورش زالو -صنعتی و خانگی با معرفی بازار هدف و مراکز خرید-آپدیت

 

 

 

 

 

انتشار : ۴ دی ۱۴۰۲

برچسب های مهم

آزمون: تست شخصیت مایرز-بریگز (MBTI)


آزمون: تست شخصیت مایرز-بریگز (MBTI)

شاخص نوع مایرز-بریگز (Myers-Briggs Type Indicator) که عموما و به اختصار (MBTI) شناخته می شود، یکی از مطرح ترین آزمون ها در زمینه شناسایی تیپ شخصیتی است.این آزمون شامل ۶۰ سوال دو گزینه ای است. جهت انجام آزمون در هر سوال عبارتی که به تمایلات و ویژگی های شما نزدیک تر است را انتخاب نمایید. این آزمون فرصتی جهت تفکر و شناخت از توانمندی هایمان را در اختیار قرار می دهد.

 

لینک آزمونhttp://talentyab.com/assessment/mbti.php

 

 

 

آزمون: تست شخصیت مایرز-بریگز (MBTI)
انتشار : ۳ آذر ۱۳۹۴

برچسب های مهم

اعتیاد مثبت: شیوه‌ای برای تغییر عادات رفتاری منفی


کتاب اعتیاد مثبت یا Positive Addiction نوشته‌‌یویلیام گلاسر است. در ایران معمولاً ویلیام گلاسر را به خاطر #نظریه‌ انتخاب می‌شناسند.

به همین دلیل برای اکثر مردم هم، کتاب نظریه انتخاب او بیشتر و بهتر از سایر کتابهایش شناخته شده است. اما ویلیام گلاسر کتاب زیبا، کم‌حجم و جذاب دیگری به نام اعتیاد مثبت هم دارد که خواندن آن خالی از لطف نیست.

در آغاز این کتاب، ویلیام گلاسر به بحث اعتیاد و پیش‌زمینه‌ی ذهنی منفی ما از اعتیاد می‌پردازد و توضیح می‌دهد که مفهوم اعتیاد برای اکثر ما، بار معنایی منفی دارد. به همین دلیل، در قسمت عمده‌ی نوشته‌ها، تحقیقات، افکار و بحث‌های موجود هم، به جنبه‌های منفی اعتیاد پرداخته‌ شده است.

ویلیام گلاسر، در کتاب اعتیاد مثبت هم، مانند سایر نوشته‌های خود (کتاب نظریه انتخاب و کتاب واقعیت درمانی) به تعریف مجدد مفهوم رنج و غمگین بودن می‌پردازد:

اعتیاد مثبت، ویلیام گلاسر و مفهوم درد و رنج در نظریه انتخاب

طبیعتاً این سوال پیش می‌آید که اگر بحث، بحث انتخاب است، در چنین شرایطی معمولاً چه گزینه‌ای پیش روی ماست؟ بر اساس نگاه ویلیام گلاسر، انسان‌های ضعیف در چنین شرایطی، سه گزینه پیش روی خود می‌بینند: تسلیم شدن، افسردگی و اعتیاد منفی.

ویلیام گلاسر، اعتیاد مثبت و مواجهه با احساسات منفی

گلاسر در این شرایط، گزینه‌ی چهارم یعنی اعتیاد مثبت را مطرح می‌کند. اما مناسب است که قبل از بحث در مورد اعتیاد مثبت، هر یک از سه گزینه‌ی فوق را به صورت خلاصه با هم مرور کنیم:

 

تسلیم شدن به معنای اینکه خود را به دست شرایط بسپاریم و بگوییم: به هر حال این اتفاق‌ها افتاده و این وضعیت امروز زندگی من است و با توجه به اینکه اوضاع نامناسب را نمی‌توان تغییر داد، بهتر است این وضعیت را بپذیرم. واقعیت این است که تسلیم شرایط شدن، درد و رنج و احساس ناراحتی ما از وضعیت موجود را تا حدی کاهش می‌دهد و شاید به همین دلیل است که اکثر انسانها، ترجیح می‌دهند این گزینه را انتخاب کنند. به هر حال اگر شما از وضعیت شغلی خود ناراضی باشید و بگویید که «همین است که هست و خیلی‌های دیگر هم مانند من هستند که از شرایط خود ناراضی هستند…». همین نوع تفکر، می‌تواند کمی به شما آرامش دهد. اگر چه منجر به بهبود وضعیت نمی‌شود.

 

افسردگی، گزینه‌ی دیگری است که اکثر انسانها در مواجهه با احساسات منفی به سراغ آن می‌روند. البته حتماً دقت دارید که درادبیات گلاسر، افسردگی یک وضعیت روحی نیست بلکه یک رفتار است که انتخاب می‌شود و می‌تواند به وسیله‌ی جلب محبت دیگران، هم توجیه رفتارهای ما را ساده‌تر کند و هم از تنش‌های ذهنی ما بکاهد.

 

اعتیاد منفی گزینه‌ی سوم است. اعتیاد به مواد مخدر، الکل و مراجعه دائمی به سایت‌های پو.رن، روشی بسیار قدرتمند و اثربخش اما کوتاه‌مدت، برای فرار از مشکلات و تحمل بهتر درد و رنج است. مشکل انتخاب این روش از آنجا ناشی می‌شود که پس از اینکه درد و رنج و منشاء مشکل از بین رفت، شما همچنان باید با اعتیادی دست و پنجه نرم کنید که سالها همراه شما باقی خواهد ماند.

گلاسر در مقابل گزینه قدرتمند سوم، راهکار دیگری را مطرح می‌کند که آن را اعتیاد مثبت می‌نامد. او معتقد است عادتهای منفی به خودی خود حذف نمی‌شوند و تلاش برای حذف آنها نیز چندان اثربخش نخواهد بود مگر آنکه، عادتهای رفتاری مثبت (اعتیاد مثبت) جایگزین آنها شود.

 

انتخاب رفتار مناسب برای شکل‌گیری اعتیاد مثبت

اگر تصمیم دارید نسبت به یک رفتار مثبت، معتاد شوید و به آن عادت کنید، آن رفتار باید ویژگی‌های زیر را داشته باشد:

 

باید ذات آن از رقابت و فضای رقابتی دور باشد. اینکه بگویید من هر روز تلاش می‌کنم بیشتر از خواهرم یا همکارم کتاب بخوانم یا یک ساعت بیشتر از همکارم کار کنم یا اینکه برای آشپزی وقت می‌گذارم تا بهترین غذاها را در فامیل درست کنم، یک فعالیت رقابتی است و خودش می‌تواند درد و رنج‌های جدیدی را به زندگی شما اضافه کند. اینکه بگویید هر شب چند صفحه کتاب می‌خوانم یا هر شب چند قطعه موسیقی گوش می‌دهم و سپس می‌خوابم و یا اینکه صبح ها که بیدار می‌شوم به دوستان نزدیکم پیامک احوال پرسی ارسال می‌کنم می‌تواند غیر رقابتی باشد. البته غیر رقابتی بودن کافی نیست و باید سایر شرط‌های زیر نیز در مورد «اعتیاد» شما برقرار باشد.

 

باید بتوانید حداقل روزی یک ساعت برای آن وقت بگذارید. اساساً کمتر از این زمان را به سختی می‌توان یک رفتار «اعتیاد آور» دانست. نمی‌توانید بگویید که من خودم را به فعالیت فیزیکی و ورزش و پیاده‌روی و مطالعه و گوش دادن موسیقی و انجام کار خانه و آشپزی و … معتاد می‌کنم اما فقط می‌خواهم روزی ۱۵ دقیقه برای اینها وقت بگذارم. این نوع رفتارها ممکن است رفتارهای مثبتی باشند، اما تا زمانی که یک سهم جدی در زندگی شما به خود اختصاص ندهند، «اعتیاد مثبت» تلقی نخواهند شد.

 

نباید فشار خیلی سنگین به شما وارد کند! چه فکری چه فیزیکی و چه احساسی. اساساً اگر دقت کرده باشید ویژگی رفتارهای اعتیادآور این است که خیلی ساده هستند. تا به حال شنیده‌اید کسی به جابجایی روزانه ۲ تن بار، معتاد شود؟! یا به خواندن روزانه ۱۰ مقاله؟! ما به الکل و مواد مخدر و س.ک.س و پیامک و ف.ی.س بوک و … معتاد می‌شویم به دلیل اینکه انرژی زیادی از ما نمی‌گیرند. بنابراین در انتخاب فعالیت‌ها و تعیین مسیر برای «اعتیاد مثبت» به این مسئله هم توجه کنید. موسیقی گوش دادن شاید نمونه‌ای از فعالیت‌های مثبتی باشد که فشار ذهنی و فیزیکی و احساسی زیادی به ما وارد نمی‌کنند.

 

باید تا حد امکان بتوانید تنهایی آن را انجام دهید. کافی است برنامه «اعتیاد» خود را روی «مطالعه‌ی گروهی» متمرکز کنید. بدیهی است که دیر یا زود در این برنامه شکست خواهید خورد. چون این نوع فعالیت‌ها معمولاً خیلی زود به دلیل اینکه برخی از افراد و دوستان و اعضای گروه، به هر دلیل حضور منظم و مفید خود را کمرنگ می‌کنند، عملاً در زندگی انسانها رنگ می‌بازد. پیاده‌روی – اگر حوصله‌ی تنها رفتن را داشته باشید – می‌تواند یک مثال مثبت در این حوزه تلقی شود. نگهداری از یک باغچه کوچک نیز از همین نوع است و یا نگهداری از حیوانات خانگی.

 

باید احساس کنید که این فعالیت، به نحوی برای شما ارزشمند است. ارزش صرفاً به کسب درآمد محدود نیست. همین که شما را شاد کند یا به شما انرژی دهد یا دوستان تازه‌ای برای شما ایجاد کند یا … می‌تواند یک رفتار ارزشمند تلقی شود.

 

باید احساس کنید با تکرار آن رفتار، توانمندی شما در آن رفتار بهتر می‌شود (قرار نیست در این حوزه یک کار سنگین آماری و دانشگاهی انجام دهید. همین که حس کنید این رفتار به تدریج بهبود یافته و تسلط شما به آن افزایش می‌یابد کافی است).

 

باید رفتاری باشد که نسبت به آن حس بد نداشته باشید و باعث نشود که از خودتان و رفتارتان انتقاد کنید. اساساً انسانها نسبت به رفتاری معتاد می‌شوند که هنگام انجام آن رفتار حس بدی نسبت به خودشان نداشته باشند.

 

منابع تکمیلی برای مطالعه‌‌ی بیشتر

فایل pdf خلاصه کتاب (به زبان انگلیسی)

فایل pdf مقاله‌ای قدیمی اما ساده و روان از ویلیام گلاسر درباره اعتیاد مثبت (انگلیسی)

 

اعتیاد مثبت: شیوه‌ای برای تغییر عادات رفتاری منفی
انتشار : ۲۷ آبان ۱۳۹۴

برچسب های مهم

نوموفوبیا چیست؟ آیا شما هم گرفتار آن هستید؟


نوموفوبیا (Nomophobia)، اصطلاحی است که برای نخستین بار توسط محققان انگلیسی و از سال ۲۰۱۰ رواج پیدا کرده است و به عنوان مخفف عبارت No Mobile Phobia به کار می‌رود. نوموفوبیا نوعی از بیماری فوبیا است که فرد مبتلا به آن، در صورت دور بودن از گوشی موبایل، اضطراب و نگرانی شدید را تجربه می‌کند.

در بین روانشناسان، در مورد اینکه آیا واقعاً باید این اضطراب شدید را فوبیا دانست یا خیر، اختلاف نظر وجود دارد. اما به نظر می‌رسد که لااقل با تعریفی که در استاندارد DSM-IV در مورد فوبیا ارائه شده، اضطراب ناشی از دور بودن از موبایل را بتوان به عنوان نوعی از فوبیاهای خاص (Specific Phobia = SP) دانست کهترس‌ و اضطراب غیرطبیعی ناشی از قرار گرفتن در شرایط و موقعیت‌های خاصرا شامل می‌شود.

به هر حال، مستقل از اینکه روانشناسان چه طبقه‌بندی‌هایی انجام می‌دهند و چه نامی بر روی این وضعیت می‌گذارند، یک واقعیت وجود دارد و آن اینکه بسیاری از ما، هنگامی که از موبایل خود دور هستیم، نگرانی و اضطراب شدیدی را تجربه می‌کنیم و احساس خوبی نداریم.

بر اساس مطالعات انجام شده در آمریکا، ۶۵ درصد مردم موبایل خود را هنگام خواب نزدیک خود نگه می‌دارند. اگر چه در ایران آماری در این زمینه وجود ندارد، اما به نظر نمی‌رسد که تفاوت جدی در این زمینه وجود داشته باشد.

اگر چه میزان استرس دور بودن از موبایل یا جاگذاشتن موبایل در خانه، بسته به شرایط می‌تواند بسیار متنوع باشد،‌ اما بررسی‌ها نشان داده است که شدت آن می‌تواند با استرس ناشی از رفتن به مطب دندانپزشک یا حتی استرس ناشی از دغدغه‌های مرتبط با ازدواج برابری کند!

ظاهراً بر اساس مصاحبه‌ها و مطالعات انجام شده، اگر چه ریشه‌ی شکل گیری نوموفوبیا در افراد مختلف، کاملاً متفاوت است، اما می‌توان موارد زیر را به عنوان برخی از مهم‌ترین ریشه‌ها مد نظر قرار داد:

تعریف نوموفوبیا و بررسی برخی از ریشه‌های آن

در توضیح کامل‌تر موارد فوق می‌توان گفت: برخی از انسانها، احساس می‌کنند که با نبودن موبایل، نمی‌توانند با دیگران صحبت کنند. اگر در خیابان بمانند، اگر گم شوند، اگر برنامه‌هایشان تغییر کند، نمی‌توانند آن را به نزدیکان و دوستان خود اطلاع دهند.

برخی دیگر، معتقدند که Connectedness و وصل بودن به جهان، یکی از نیازهای ماست و کسی که موبایلش در دستش نیست یا خاموش شده است، اتصال خود را با دنیا از دست داده است و در مدتی که موبایل، همراهش نیست در انزوا به سر می‌برد.

بعضی دیگر، موبایل را برای جستجو در اینترنت و دسترسی به سایت‌ها و کسب اطلاعات آب و هوا و چیزهایی از این دست می‌دانند. آنها با دوری از موبایل، احساس می‌کنند گنجینه اطلاعات خود را از دست داده‌اند.

برای برخی دیگر هم، موبایل وسیله‌ی چندکاره‌ای است که وظیفه‌ی ضبط صدا و ثبت تصاویر، تا نوشتن یادداشت و ماشین حساب و چراغ قوه و ده‌ها کارکرد دیگر را بر عهده دارد. نبودن موبایل برای این افراد، به معنای از دست دادن ابزارهای کاربردی و سلب آسایش است.

در میان انواع بحث‌ها و تحقیقات و گزارش‌هایی که در زمینه استفاده از ابزارهای هوشمند امروزی (مانند موبایل‌های هوشمند و تبلت و لپ‌تاپ) منتشر می‌شوند، اکثر تحقیقات به یک نکته کلیدی اشاره دارند (نمونه منبع):

نوموفوبیا چیست و آیا شما گرفتار آن هستید؟

پیتر دراکر: گذشته همیشه چراغ راه آینده نیست


در اینجا می‌خواهیم به بخشی از خاطرات ویلیام کوهن از کلاس‌های پیتر دراکر بپردازیم.

مدت زمان خالص کلاسهای مدیریتی دو ساعت بود که دو نیمه‌ی آن با یک زنگ تفریح و فرصت استراحت نیم ساعتی از هم جدا می‌شد.

کلاسها، برای مدیران میانی و ارشد کسب و کارها برگزار می‌شد و فرصت استراحت بین دو نیمه هم به اندازه‌ی خود کلاس، آموزنده و ارزشمند بود. هزینه‌ی پذیرایی به عهده‌ی مرکز مدیریت کلرمونت بود که اجرای دوره‌ها را بر عهده داشت.

اساتید هم در مدت زمان استراحت بین دو نیمه‌ی کلاس، به جای اینکه به اتاق‌های جداگانه‌ای بروند، در میان دانشجویان می‌نشستند و همراه آنها پذیرایی می‌شدند.

بعضی از شرکت کنندگان، مراقب بودند که در ساعت استراحت گرفتار میز اساتید نشوند و مغزشان دوباره درگیر بحث‌های مدیریتی نشود. اما برخی دیگر، اتفاقاً به دنبال میزی می‌گشتند که ادامه‌ی بحث‌های کلاس را دور آن بشنوند. آن روز کلاس ساعت چهار و نیم عصر شروع شده بود و حدود ده دقیقه به شش، با شروع زمان استراحت، همه به سمت میزهای پذیرایی حرکت کردند.

پیتر دراکر و تغییر در سازمان

شاید به خاطر همین بحث ظاهراً تکراری بود که میز پیتر دراکر، آن روز به اندازه‌ی همیشه مشتری نداشت. شاید بسیاری از شرکت کنندگان، دوست نداشتند در خستگی عصرگاهی خود، دوباره ادامه‌ی بحثهای بدیهی در مورد تغییر در سازمان را بشنوند.

معمولاً دور میزهایی که معلمان و اساتید می‌نشینند، دیگران می‌کوشند با اشارات مختلف و تعریف خاطرات و به هر شیوه‌ی ممکن، خودشان و شرکت‌شان را معرفی و مطرح کنند. یکی از کسانی که دور میز نشسته بود مدیری بود که در یک شرکت حوزه تکنولوژی کار می‌کرد. از ظواهر بحث مشخص بود که مشتری اصلی آنها ناسا است.

با توجه به اینکه دراکر در کلاس توضیح داده بود که تغییر، همیشه هم خوب نیست، او – در تایید این حرف و در تلاش برای معرفی بیشتر فعالیت‌هایشان – توضیح داد که:

استاد. ما اگر به راهکار یا شیوه‌ یا محصولی دست پیدا کنیم که آن را موفق بدانیم، به هیچ وجه به سادگی آن را رها نمی‌کنیم. سعی می‌کنیم فضایی ایجاد کنیم که بتوان آن موفقیت را ادامه داد و تکرار کرد. ما حتی برای این عقیده و باور خود، یک اسم هم گذاشته‌ایم و به آن،مدلسازی موفقیتمی‌گوییم.

پیتر دراکر پرسید:همیشه؟

همان فرد پاسخ داد: بله. همیشه. این راز بزرگ موفقیت در سازمان ماست.

پیتر پرسید:

پیتر دراکر و تغییر و تحول در سازمان

آن مدیر توضیح داد: شاید هم بتوان گفت که برنامه‌ برای کنار گذاشتن داریم. اما نه به آن شکل که همه فکر می‌کنند. ما همیشه دنبال بهتر کردن محصول خود هستیم. هر لحظه تلاش می‌کنیم آن را بهینه کنیم. نقاط ضعف آن را حذف کنیم و نقاط قوت جدیدی برایش در نظر بگیریم. کلیت محصول وجود دارد اما جزییات آن دائماً در حال تغییر است. اما به هر حال:باور ما بر این است که اسبی پیدا کنیم که پیروز میدان‌ها باشد و تا زمانی که می‌دود، سوار آن شویم و بدویم.ما مثل IBM فکر و رفتار می‌کنیم.

آن سالها رونق IBM بود. چیزی شبیه رونق Apple در این روزها. جمله‌ی ما مثل IBM فکر می‌کنیم، به این معنا بود که آن فرد یا شرکت، معتقد هستند که بهترین راهکار را برای مدیریت سازمان خود انتخاب کرده‌اند. آن زمان هیچکس تصور نمی‌کرد که IBM زمانی وادار شود بخش بزرگی از بازار خود را رها کند و به سراغ حوزه‌های دیگر برود.

دراکر گفت: حرف شما خیلی جالب است. اما سوال من این است که وقتی شرایط محیطی تغییر کرد، شما چه می‌کنید؟

مرد توضیح داد: خوب مشخص است. ما دائماً در حال اصلاح و بهبود محصولات و خدمات خود هستیم. وقتی محیط تغییر می‌کند، ما هم تغییرمی‌کنیم. ما چنان به سرعت تغییر می‌کنیم و محصولات خود را بهبود می‌دهیم که هیچیک از رقبای ما، نمی‌توانند به سرعت ما برسند.

پیتر حوصله‌اش سر رفت. چنگال و چاقو را روی میز گذاشت و گفت: من به شما تبریک می‌گویم. من موفقیت شما را می‌فهمم. اما تنها چیزی که برایم مهم است این است که این نگاه، در کوتاه مدت می‌تواند موفق باشد. اما در بلندمدت به شکست منجر می‌شود.

پیتر دراکر و تغییر و تحول در سازمان

دراکر ادامه داد: ببین. همیشه محیط آنقدر کند تغییر نمی‌کند که تو با تغییرات جزیی و تدریجی بتوانی خودت را موفق و پیشتاز نگه داری. فرض کن تو کالسکه می‌سازی و اسب به آن می‌بندی و می‌فروشی و ناگهان خودرو اختراع می‌شود. اینجا نمی‌توانی با اسب بزرگتر یا ساختن شلاق محکم‌تر، با ماشین رقابت کنی. در این شرایط، هنر تو کنار گذاشتن اسب و کالسکه است.

اینکه در پی تغییرات و بهبود تدریجی هستید خوب است. اما کار مهم‌تر این است که دائماً از خود بپرسید: کدام تغییر در آینده می‌تواند به کلی محصول یا خدمت یا فعالیت ما را بی‌معنا کند؟ همزمان با تغییرات جزیی و تدریجی، باید یک سناریو برای تغییرات بسیار بزرگ ناگهانی داشته باشید.

مثلاً شما گفتید که مشتری اصلی شما ناسا است. چند مشتری مثل ناسا وجود دارد؟ هیچی. فقط ناسا. حالا اگر ناسا به هر دلیل دیگر از شما خریداری نکند، برنامه‌ی بعدی شما چیست؟ همیشه همه چیز به تدریج و به صورت پیوسته تغییر نمی‌کند. سازمان‌ها در ناپیوستگی‌های بزرگ، قدرت و توانمندی خود را نشان می‌دهند. همان جایی که اتفاقاً تغییرات بزرگ و جدی در ساختار، خوب و ضروری است.

حرف‌های دراکر، تکرار حرف‌هایی بود که قبلاً جک ولش از او نقل کرده بود. جک ولش می‌گفت: پیتر همیشه در جنرال الکتریک از من می‌پرسید که:

پیتر دراکر و تغییر و تحول در سازمان

او با این سوال می‌خواست، برای لحظه‌ای هم که شده، جک ولش را از روند روزمرگی و تغییرات و تحلیل‌های جزیی و تدریجی بیرون ببرد و در نقطه‌ای کمی دورتر قرار دهد. کاری که بسیاری از ما آن را در تراکم روزمرگی‌ها فراموش می‌کنیم.

پیتر دراکر: گذشته همیشه چراغ راه آینده نیست
انتشار : ۱۲ مهر ۱۳۹۴

برچسب های مهم

 پیتر دراکر کیست؟ مروری بر زندگی و کتابهای پیتر دراکر (۱)


پیتر دراکر (Peter Drucker) را بنیان گذار مدیریت مدرن می‌دانند. اگر چه او قسمت مهم زندگی‌اش را در آمریکا سپری کرد، اما اتریشی بود و رگه‌های اروپایی را می‌شود در حرف‌ها و نگرش و کنایه‌هایش مشاهده کرد (در واقع تلفظ آلمانی نام او پیتر دروکر است و نه پیتر دراکر). پدر او یک وکیل بود و همچنانکه خودش هم اشاره می‌کند، تعامل و رفت و آمد پدرش با رجال و بزرگان فرصت خوبی را به وجود آورده بود که کلان نگری و اندیشیدن به ایده‌های بزرگ را بیاموزد و تمرین کند.

شاید برای شما جالب باشد که شومپیتر که او را پدر کارآفرینی می‌دانند از جمله دوستان پدر او بوده و چنانکه بعداً می‌بینیم باعث شد که مفاهیم نوآوری و کارآفرینی در مرکز توجه او قرار بگیرند.

پیتر دراکر و دو کارکرد اصلی کسب و کار

پیتر دراکر در سال ۱۹۰۹ به دنیا آمد در در سال ۲۰۰۵ در سن ۹۶ سالگی درگذشت. در صورتی که به جزییات روند زندگی او علاقمند هستید خوب است بدانید انستیتوی پیتر دراکر فهرست دقیق و کاملی از رویدادها و مسیر زندگی او را از نخستین سالها تا پایان زندگی فهرست و ارائه کرده است.

قبل از آنکه پیتر دراکر به صورت جدی وارد دنیای مدیریت شود، شغل‌های مختلفی از جمله کار در یک شرکت بازرگانی نخ و پارچه، روزنامه نگاری و تحقیقات صنعتی را تجربه کرد و معمولاً کسانی که زندگی او را روایت می‌کنند این تعدد مشاغل و تجربیات را در نگاه باز او به حوزه‌های مختلف کسب و کار موثر می‌دانند. شاید به همین دلیل باشد که با وجودی که دانش رسمی او به حوزه مدیریت مربوط است، توصیه‌هایش برای زندگی فردی هم به صورت گسترده مورد توجه قرار می‌گیرد:

پیتر دراکر و تامل درباره موفقیت

پیتر دراکر جدای از تدریس مدیریت، به مشاوره مدیریت هم اشتغال داشت و حجم گسترده‌ای از کتابها و مقالات را در حوزه‌های مختلف مدیریتی منتشر نموده است. کمتر کسی در دنیای مدیریت وجود دارد که به اندازه‌ او، فعالیت‌های گسترده و تاثیرگذار انجام داده و به اندازه‌ او شناخته شده باشد.

برای شناخت پیتر دراکر و خواندن آراء و نظرات او باید چند نکته را به خاطر داشته باشیم:

  • پیتر دراکر در دورانی زندگی می‌کرد که تکنولوژی اطلاعات به تدریج در حال شکل گرفتن و توسعه پیدا کردن بود. به همین دلیل است که او اصطلاح کارگران دانش محور یا Knowledge Worker‌ را در سال ۱۹۵۹ ابداع کرد و در مورد آن حرف زد و نوشت. پیتر دراکر همچنین از جمله معدود اندیشمندانی بود که به محض آغاز پرشتاب روند رشد تکنولوژی، توضیح داد که یادگیری که قبلاً مرحله‌ای از زندگی محسوب می‌شد دیگر به بخشی دائمی از زندگی تبدیل می‌شود و کسانی که بر مهارت یادگیری تسلط نداشته باشند و آن را به بخشی از زندگی روزمره خود تبدیل نکنند، بازندگان دوران جدید خواهند بود.
  • روند جدی خصوصی سازی (Privatization) در زمان او شکل گرفته و رو به گسترش بود و طبیعی است که در نوشته‌های او می‌توان به خوبی دغدغه‌های مربوط به فرصت‌ها و تهدیدهای خصوصی سازی و تمرکززدایی و همینطور رابطه بخش دولتی با بخش خصوصی و سازمان‌های غیر انتفاعی را مشاهده کرد.
  • پیتر دراکر در دورانی زندگی می‌کرد که ژاپن در حال رشد سریع و تبدیل شدن به یک غول صنعتی بود. رویدادی که برای آمریکایی‌ها بسیار عجیب بود و تقریباً هر کس در مورد مدیریت نظر می‌داد و حرف می‌زد، واحب بود که تحلیل‌هایی هم در مورد ژاپن و دلایل پیشرفت سریع آن کشور بنویسد. بخش قابل توجهی از اشارات و مثال‌ها و تحلیل‌های پیتر دراکر به ژاپن اختصاص دارد و نباید فراموش کنیم که در آن سالها، زبان دومی که در آمریکا برای فعالان دنیای مدیریت توصیه می‌شد ژاپنی بود. اگر به این نکته توجه نداشته باشیم شاید تاکید زیاد پیتر دراکر بر ژاپن و استراتژی‌های آن منطقی به نظر نرسد.

شاید بتوان از جهاتی، پیتر دراکر را به مارشال مک لوهان شبیه دانست. پیتر دراکر هم به فکر کردن به زمان حال قانع نمی‌شد و ترجیح می‌داد به روندهای آینده فکر کند. به همین دلیل است که در اوایل دهه نود میلادی گزارشی از وضعیت جهان در سال ۲۰۲۰ تنظیم کرد.

 

او در گزارش خود که در سال ۱۹۹۲ در نشریه Harvard Business Review منتشر شد می‌نویسد:

طی چند دهه، جوامع شکل خود را تغییر خواهند داد و ساختاری جدید را برای خود ایجاد خواهند کرد. نگاه به جهان، الگوها و ارزش‌ها، ساختارهای اجتماعی و سیاسی، هنر و سازمان‌ها و نهادهای اصلی تغییر خواهند کرد. پنجاه سال دیگر، دنیای دیگری وجود خواهد داشت و کسانی که در آن زمان به دنیا می‌آیند هر چقدر هم تلاش کنند نمی‌توانند دنیایی را که ما در آن زندگی کردیم تصور کنند.

دنیای مدیریت بسیار خوش شانس بود که او ۹۶ سال عمر کرد. اگه چه خودش، سالهای آخر آزار می‌دید. با واکر راه می‌رفت. گوشش به سختی می‌شنید و آسیب‌های مختلفی را تجربه کرده بود. شاید به همین دلیل بود که به شوخی می‌گفت: انسانها باید به جای عمر طولانی، مرگ راحت را آرزو کنند. او مهم‌ترین ویژگی دنیای جدید را تبدیل شدن آن به یک جامعه اطلاعاتی می‌داند. دورانی که مردم به جای اینکه از طریق ماهیچه‌های خود ارزش آفرینی کنند، از طریق مغز خود ارزش آفرینی خواهند کرد.

دراکر که در سال ۱۹۵۹ اصطلاح کارگر دانش محور را مطرح کرده بود، سی سال بعد با اطمینان نوشت: بیش از گذشته به این اصطلاح ایمان دارم و می‌دانم که دانش بیش از زمین و بیش از نقدینگی و پشتوانه مالی برای کسب و کارها مهم خواهد بود. ما به دنیای پساسرمایه داری یا Post Capitalism‌ وارد می‌شویم.

دراکر بعدها هم در نزدیکی مرگش یک پیش بینی مهم داشت. میگفت دغدغه اصلی و محور توسعه مدیریت در قرن بیست و یکم، افزایش کارایی کارگران دانش محور خواهد بود. همچنانکه قرن بیستم با تلاش برای افزایش خروجی فیزیکی کارگران آغاز شد و توسعه پیدا کرد.

محورهای اصلی که دراکر برای سال ۲۰۲۰ مطرح کرد به شرح زیر است:

پذیرش اینکه اطلاعات، کلیدی‌ترین منبع ضروری برای سازمان‌هاست. زیاد شدن اطلاعات و اتصال انسانها به شبکه‌های اطلاعاتی این مسئله را ساده‌تر نخواهد کرد. بلکه آن را دشوارتر خواهد نمود.

زمانی نوآور بودن یا نبودن یک انتخاب استراتژیک برای سازمان‌ها بود. اما در آینده گزینه‌ای جز نوآور بودن وجود ندارد. البته کسی نیست که نوآور بودن را انکار کند. اما رها کردن روندهای گذشته و آغاز مسیرهای جدید کار ساده‌ای نیست. اغلب دوست ندارند در این مسیر نخستین آغازگر باشند.

سازمان‌ها باید بیش از گذشته استقلال کارکنان خود را به رسمیت بشناسند. سرپرستان و مدیران، به اندازه‌ی زیردستانشان اطلاعات نخواهند داشت. ضمن اینکه آنها به مشتری‌ها نزدیک‌ترند و خواسته و سلیقه آنها را بهتر می‌دانند. در اقتصادی که مبنای آن دانش است، کارمندان دانش محور باید خودشان، زندگی و کار خودشان را مدیریت کنند.

سازمان‌ها باید بکوشند تا یاد بگیرند و یادگیری سازمانی رشد کند. باید بپذیریم که دانش اگر به چالش کشیده نشود می‌میرد و محو خواهد شد. دانش اگر چه سرمایه ارزشمندی است. اما سریع‌تر از سرمایه‌های دیگر مستهلک می‌شود. مگر آنکه معماری سازمان بر اساس ایجاد اطلاعات، ذخیره شدن و به اشتراک گذاشتن و جاری شدن آن در سازمان بنا شود.

انسانها بیش از گذشته انتظار دارند که معنا و مفهوم و ماموریت خودشان را بدانند. دیگر نمی‌توان به سادگی از آنها خواست که یک کار مشخص را بدون اینکه آن را بفهمند و تاثیر آن را بدانند انجام دهند. آنها باید دقیقاً ماموریت سازمان را بدانند. درک کنند و به آن باور داشته باشند. حتی یک چک حقوق درشت با صفر‌های زیاد نمی‌تواند برای مدت طولانی به کارکنان سازمان‌ها انگیزه بدهد.

باید بیش از پیش مراقب آنهایی باشیم که عقب می‌مانند. به هر حال اقتصاد فقط بر مبنای کارگران دانش محور نمی‌گردد. گروهی هم هستند که کار خدمات را انجام می‌دهند. به مردم و به کسانی که بر پایه دانش فعالیت می‌کنند سرویس می‌دهند. اگر تفکر طبقاتی شکل بگیرد و این گروه دوم پایین‌تر و کم‌ارزش‌تر از گروه اول تلقی شوند نابرابری در جامعه زیاد می‌شود و بی عدالتی جامعه را بیمار خواهد کرد:

peter-drucker-quotation-1

 

 پیتر دراکر کیست؟ مروری بر زندگی و کتابهای پیتر دراکر (۱)
انتشار : ۹ مهر ۱۳۹۴

برچسب های مهم

 متفکران کلاسیک مدیریت


در اکثر دوره‌های مدیریتی دنیا، معمولاً درسی به نام تئوری‌های مدیریت ارائه می‌شود. این درس به ندرت برای دانشجویان جذاب است. حفظ کردن اصول تیلور و حرف‌های فایول و تعداد بچه‌های گیلبرت، قطعاً کار جذابی نیست.

اما از سوی دیگر آیا می‌توان چنین درسی را حذف کرد؟ آیا می‌توان بدون شناختن مسیری که در دنیای مدیریت طی شده است، مستقیماً در آخرین نقطه ایستاد و از دستاوردهای مدیریت نوین به صورت کامل و عمیق و حرفه‌ای استفاده کرد؟

به نظر می‌رسد که پاسخ این سوال منفی است. این مسئله را از اینجا می‌شود فهمید که هنوز اکثر دانشگاه‌های بزرگ دنیا به شکل‌های مختلف، بخشی از ساعات آموزش مدیریت خود را به معرفی متفکران کلاسیک مدیریت، اختصاص می‌دهند.

ماجرای متفکران کلاسیک چیزی شبیه کتابهای کلاسیک است. احتمالاً حرف مارک تواین در مورد کتابهای کلاسیک را به خاطر دارید:

متفکران کلاسیک مدیریت و جمله مارک تواین در مورد کتابهای کلاسیک

ماجرای متفکران کلاسیک مدیریت هم تقریباً مشابه است. همه دوست دارند از پیتر دراکر حرف بزنند و نقل قول کنند. همه دوست دارند مسیر تحول تئوری‌های مدیریت را شرح دهند. خیلی‌ها دوست دارند در مورد بومی سازی یا بومی‌نسازی تئوری‌های مدیریتی صحبت کنند و جالب اینجاست که چون با اصل این نظریه‌ها و نظریه‌ پردازان و شرایط محیطی آنها آشنایی کمی دارند، این بحث‌ها به جای یک بحث علمی به یک جدال کلامی تبدیل می‌شود.

شناخت دقیق‌تر متفکران کلاسیک مدیریت برای ما کارکردهای متعددی خواهد داشت:

* با شناخت نحوه شکل‌گیری نظریه‌های مختلف، می‌توانیم آنها را به شکلی بهتر و علمی‌تر با شرایط امروز خودمان تطبیق دهیم. نه به صورت قطعی به آنها تکیه کنیم و نه به صورت مطلق آنها را کنار بگذاریم.

* مدل ذهنی کسانی را بشناسیم که در جهت دادن به مسیر دانش مدیریت تاثیرگذار بوده‌اند. حتی اگر نظریه‌های این افراد، کم و بیش تغییر کرده باشد یا کارکرد آنها از بین رفته باشد، کسانی که به اصلاح و بهبود محیط خود فکر می‌کنند، از لحاظ مدل ذهنی شباهت‌های زیادی با هم دارند.

* ما در بسیاری از حوزه‌های مدیریتی در کشور، هنوز در مراحل توسعه صنعت و مدیریت هستیم و گاهی اوقات استفاده مستقیم از آخرین دستاوردهای مدیریت اساساً راهکار مناسب و اثربخشی نیست. درست همانطور که به ماشینی که هنوز موتور بنزینی دارد، نیروی الکتریکی را به عنوان «مدرن‌ترین سوخت موجود» تزریق کنند.

متفکران کلاسیک مدیریت و تئوری های مدیریتی

کدام مدل کسب و کار؟؟


کدام مدل کسب و کار؟؟

در این نوشته قصد داریم مدل کسب و کار مناسب با توجه به پارامترهای تاثیرگذار بر سازمان را معرفی نماییم. مدل کسب و کار پیش‌رو مدلی بسیار ساده می‌باشد که بصورت شماتیک به تصویر کشیده شده است. هدف از این مدل تعیین ساختار مناسب در هر سازمان با توجه به پارامترهای فرهنگ سازمانی و رویکرد آن‌ها در کسب و کار مورد نظر خود می‌باشد.
business models
قسمت اول بیانگر این موضوع است که در شرایطی که فرهنگ سازمان بسیار پایین باشد و نوآوری جایی در آن سازمان نداشته باشد ساختار سازمانی بصورت نامفهوم و بدون داشتن شاکله‌ی مناسب حکم فرمایی می‌کند که به اصطلاح بدان Skunk work structure گویند. در حالتیکه کیفیت عملیات و تولید یک سازمان برتری می‌یابد و به سمت تعالی سوق پیدا می‌کند همچنین فرهنگ سازمانی بصورت کنترل شده مدیریت می‌شود ساختار سازمانی بصورت سلسله مراتبی Hierarchical structureتغییر حالت می‌دهد. در این شرایط هدف هر سازمان تولید محصولات با بالاترین کیفیت و کارایی می‌باشد و فعالیت‌های سازمان بر اساس اصولی مشخص و بهینه صورت می‌پذیرد. در حالت سوم که فرهنگ موجود در سازمان بصورت جو همکاری بین اعضای آن‌هاست و رویکرد سازمان ایجاد صمیمیت با مشتری می‌باشد بطوریکه رضایت مشتری و در نهایت مشعوف سازی آن هدف غایی سازمان قرار می‌گیرد ساختار ماتریسی Matrix structure بعنوان ساختار مناسب مناسب آن سازمان پیشنهاد می‌گردد. در حالت آخر که فرهنگ سازمانی بر اساس صلاحیت می‌باشد و رویکرد سازمان رهبری محصول می‌باشد ساختار مناسب این رویکرد ساختار پروژه‌ای یا Project structure می‌باشد. در ساختار پروژه‌ای فعالیت‌های داخل سازمان بصورت پروژه تعریف شده و هر پروژه‌به نوبه خود می‌تواند واحدهای مستقل به خود را داشته باشد مزیت این گونه از ساختار این است که ضعف یک واحد مستقل بقیه واحدها و دپارتمان‌های سازمان را تحت تاثیر خود قرار نمی‌دهد.
در حالت کلی داشتن مدل کسب‌و کار مناسب با توجه به اقتضائات و رویکردهای سازمان امری ضروری می‌باشد. هنر یک سازمان است که با توجه به شرایط حکم‌فرما در خود بهترین مدل کسب و کار را برگزیند تا بتواند در این محیط پررقابت با پیاده‌سازی بهترین استراتژی‌ها بهترین عملکرد را داشته باشد. مدل‌های کسب و کار بسیار گوناگونی با پارامترهای گوناگون تعریف شده است هنر یک سازمان یافتن مدل مناسب بر اساس دغدغه های موجود در خود می‌باشد.


 

افراد موفقی که در بازار بورس ضرر می کنند!


افراد موفقی که در بازار بورس ضرر می کنند!

معامله‌گری فعالیتی است که آزادی نامحدودی در خلاقیت به ما می‌دهد،آزادی که در بیشتر زندگی خود از آن محروم بوده‌ایم.چون در این کار تقریباً تمام قوانین را خودمان می‌سازیم و این خود ما هستیم که تصمیم می‌گیریم چه موقع بخریم و چه موقع بفروشیم.

تقریباً برای هرکسی لازم است که جدای از تحصیلات،سطح هوش و موفقیت‌هایش در سایر زمینه‌های زندگی،ذهن خود را برای معامله‌گری تربیت کند.این تربیت یعنی:ایجاد یک ساختار ذهنی و درونی که برای معامله‌گر،بهترین حالت تعادل را بین آزادی عمل در انجام کارها فراهم می‌کند و پتانسیل لازم را برای تحمل ضربه‌های روحی و مالی که ناشی از همین آزادی است،به وجود می‌آورد.

مسئله اصلی این است که ایجاد یک ساختار ذهنی جدید سخت است،به‌ویژه وقتی آن را با آنچه تاکنون داشته‌ایم،مغایر ببینیم. ولی برای درست عمل کردن در معامله‌گری نیاز به مرزها و قوانینی داریم که رفتار ما را هدایت و کنترل کنند.حقیقتی که در معامله‌گری وجود دارد این است که در آن پتانسیل عظیمی برای ضرر کردن وجود دارد،ضررهایی که گاهی خیلی بیشتر از حد تصور ماست.به همین دلیل برای پیش‌گیری از قرار گرفتن در معرض آسیب‌ها لازم است که یک ساختار درونی به‌صورت انضباط ویژه فکری و دیدگاهی خاص داشته باشیم که رفتار ما را هدایت کند تا همیشه به بهترین شکل عمل کنیم.

بازار دارای ساختاری ازالگوهای رفتاریاست که بیان می‌کند چه موقعیت‌هایی برای خریدوفروش موجود است.ولی برای کنترل رفتار ما هیچ قانونی وجود ندارد و این یکی از اصلی‌ترین تفاوت‌های بازار با جامعه است.هیچ‌یک از کارهایی که در جامعه انجام می‌دهیم ما را برای عملکرد مؤثر در چنین بازاری آماده نمی‌کند.در اینجا هیچ‌کس ما را مجبور نمی‌کند که میزان ریسک خود را باید چقدر تعیین کنیم،هیچ‌کس به ما نمی‌گوید که باید چقدر سود کنیم یا چقدر می‌توانیم ضرر کنیم.همه‌چیز کاملاً در اختیار خودمان است.هیچ‌گاه بازار ما را از یک معامله بیرون نمی‌اندازد.اگر یک ساختار ذهنی مناسب و بر پایه رویکردی مناسب نداشته باشیم تبدیل به یک بازنده منفعل خواهیم شد.اینجاست که بسیاری از مشکلات آغاز می‌شوند.در زیر به چند مورد از آن‌ها اشاره می‌کنیم:

مشکل شماره 1 : مقاومت در برابر ایجاد قوانین

نیاز به قوانین بسیار منطقی است،ولی داشتن انگیزه لازم برای ایجاد این قوانین که در طول عمر خود سعی در فرار از آن‌ها داشته‌ایم،مشکل است.احساسات ما و عوامل مختلفی که ریشه در شکل‌گیری این احساسات داشته‌اند باعث می‌شود که در مقابل هرچه که فکر می‌کنیم آزادی ما را محدود می‌کند و نمی‌گذارد خودمان باشیم،مقاومت کنیم.در حقیقتمیل به آزادی بی‌حدومرز در معامله‌گری،از طرفی آن را برای ما جذاب می‌کند و از طرف دیگر باعث می‌شود در مقابل ایجاد قوانین و مرزها مقاومت کنیم. اما همبن جا باید این فکر را کنار بگذارید و حتما از این به بعد بدانید اتفاقا شما در بازار های مالی هرچه خود را محدود تر به قواعد و قوانین خاص کنید موفق از خواهید بود . به عنوان مثال تعداد معامله ، صنعت هایی که معامله می کنید ،شرایط تکنیکال و بنیادیخاص ، بازاری که در آن معامله می کنید و هزاران آزادی دیگر که باید محدود گردند .

 

از این به بعد بدانید اتفاقا شما در بازار های مالی هرچه خود را محدود تر به قواعد و قوانین خاص کنید موفق از خواهید بود .

مشکل شماره 2: ناتوانی در قبول مسئولیت و معامله کردن تصادفی

معامله‌گری یک انتخاب شخصی آزادانه است که نتیجه آن فوراً مشخص می‌شود.یک معامله هرچقدر ما بخواهیم ادامه می‌یابد و زمانی که تصمیم به خروج از آن می‌گیریم پایان می‌یابد.پس کاملاً مشخص است که این ما هستیم که داریم برای تمامی مراحل این معامله تصمیم می‌گیریم.بهترین راه برای اجتناب از قبول مسئولیت این است که به اهداف و نتایج تصادفی بسنده کنیم.بسیاری از ما به‌آسانی هنگامی‌که در یک معامله تصادفی سود می‌کنیم و روند آن مطابق میل ما پیش می‌رود به خود می‌بالیم و می‌گوییم تحلیل درستی داشتم و اگر هم معامله به‌دلخواه ما پیش نرفت با دلایل مختلف آن را توجیه می‌کنیم و از قبول مسئولیت سرباز می‌زنیم.

responsible

وقتی ما بر طبق تحلیل خود عمل می‌کنیم،توانایی‌های خلاقانه خود را به کار می‌بریم.ولی وقتی وارد یک معامله بی‌حساب و تصادفی می‌شویم،به‌راحتی می‌توانیم از مسئولیت سرباز بزنیم و افراد دیگر و بازار و دولت و …… را مقصر بدانیم.ولی درنهایت این ما هستیم که مسئول سود و ضررهای خود هستیم و نه دیگران.اگر روندی نزولی است و ما وارد آن شده‌ایم،هیچ‌کس مقصر ادامه این روند و زیان ما نیست.بلکه مسئولیت آن مستقیماً با خود ماست که تصمیم به ورود به چنین روندی گرفته‌ایم. درکتاب 10 شاه کلید بزرگان بورسدر مورد این موضوع صحبت شده است و همیشه می گوییم تا زمانی که مسئولیت 100% ضرر های خود را برعهده نگیرید در بازار بورس و سرمایه گذاری موفق نخواهید شد . حتی اگر کسی به شما گفته است که این معامله را انجام بده بازشما مسئول هستیدزیرا تصمیم نهایی را شما گرفته اید . در دوره نخبگان بورس هم برای نخبگان بسیار مفصل صحبت می کنیم و با بچه ها ی کلاس در مورد این صحبت می کنیم که حتما در فضایی که معامله می کنند در نظر داشته باشند که باید هر معامله ای که می کنند ،اگر کسی از انها پرسید چرا این معامله را انجام دادید کاملا بتوانند توجیه کنند که با قوانین از پیش تعیین شده آنها در معاملات و طبق آنچه که خودشان آموخته اند همخوانی دارد.

 

مشکل شماره 3: اعتیاد به سودهای تصادفی

اگر کاری را انجام دهیم و نتیجه بر میل ما نباشد و چندین بار آن را تکرار کنیم و بازهم به نتیجه موردنظر نرسیم،احساس بدی در ما به وجود می‌آید که باعث می‌شود دیگر آن را تکرار نکنیم.مشکل این تکرار این است که ما را در حالتی از “بی انتخابی” قرار می‌دهد.درنتیجه به سایر امکانات بی‌توجه می‌شویم و به چیزی جز برآورده کردن این نیاز مبهم نمی‌اندیشیم.اعتیاد به نتایج تصادفیبرای معامله گران بسیار سخت است،زیرا مانع دیگری برای رسیدن به ساختار ذهنی لازم برای گرفتن سود مستمر در بازار است.

و درنهایت برخی افراد موفق در اجتماع چرا در بورس موفق نیستند!

شاید فعالیت بورس شبیه به یک فعالیت اجتماعی به نظر برسد،ولی در واقعیت این‌طور نیست.اگر در جامعه امروزی آموخته‌ایم که برای تأمین نیازهای خود به یکدیگر وابسته باشیم،محیط بازار محیطی است که در آن هر شخصی تنهاست.یعنی نه‌تنها نمی‌توانیم برای تأمین نیازهایمان به بازار وابسته باشیم،بلکه کنترل رفتارهای بازار بسیار مشکل و در حقیقت غیرممکن است.در این بازار ما خود را در محیطی ناشناخته می‌بینیم که به ما اهمیتی نمی‌دهد.درنتیجه افرادی موفق را می‌بینیم که برخلاف موفقیت‌های اجتماعی خود در بورس زیان‌های سنگین را تجربه می‌کنند.یکی از دلایل اصلی شکست افراد موفق اجتماع در بورس این است که موفقیت آن‌ها در جامعه به قابلیت آن‌ها در کنترل و دستکاری محیط بیرونی برمی‌گردد،یعنی آن‌ها برای موفقیت خود محیط را وادار به پاسخگویی می‌کنند. ولی مشکل اینجاست که در مورد بورس هیچ‌یک از شیوه‌هایی که با آن‌ها محیط بیرونی را با محیط درونی تطبیق می‌دهیم کارایی ندارد،زیرا ما توانایی دستکاری این بازار بزرگ را نداریم. برای موفقیت در این بازار باید خودمان را از درون درست کنیم.

 

بگذارید با یک مثال برای شما بگویم معمولا افراد موفق در اجتماع روابط عمومی خوبی دارند و هر مشکلی می خورند سعی می کنند مشکل خود را با صحبت با دیگران و تغییر آنها حل کنند، مثلا من اگر در خانه ای زندگی می کنم و همسایه ام با کاری من را آزار می دهد سعی می کنم با صحبت آن را حل کنم و اگر ادم موفقی در برقراری روابط اجتماعی باشم این اتفاق رخ می دهد اما دربازار بورساینگونه نیست و من اگر سهمی را دارم نمی توانم با آن صحبت کنم و متقاعدش کنم که رشد کند! ( هر چند که برخی ها ممکن است این کار را بکنند، که خوب خیلی افراد خاصی هستند و بهتر است بحثش را اینجا باز نکنیم!)

bourse-social-network

شاید فعالیت بورس شبیه به یک فعالیت اجتماعی به نظر برسد،ولی در واقعیت این‌طور نیست.اگر در جامعه امروزی آموخته‌ایم که برای تأمین نیازهای خود به یکدیگر وابسته باشیم،محیط بازار محیطی است که در آن هر شخصی تنهاست.

چاره چیست؟!

درست است که ما توانایی تطبیق بازار با خود را نداریم،ولی می‌توانیم تعابیر و تفاسیر خود را از اطلاعات موجود در بازار کنترل نماییم.یعنی به‌جای اینکه بازار را کنترل کنیم که مطابق میل ما باشد،باید خود را کنترل کنیم تا در جهت بازار حرکت کنیم.پس می‌توانیم اطلاعات را از بهترین دیدگاه ممکن دریافت کرده،حالت‌های مختلف را در نظر گرفته،دسته‌بندی کرده و محیط ذهنی خود را بر اساس آن ساختاربندی کنیم.در این صورت می‌توانیم در اکثر مواقع در بهترین حالت خود عمل کنیم که این موضوع جز باآموزش بورس،تمرین و کسب تجربهبه دست نمی آید.

 

 


http://kia-ir.ir

تمام حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به "" می باشد

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما