پروپوزال بررسی نقش عوامل شخصیتی، سطوح کارکردی شخصیت، حوادث استرس¬زای زندگی و راهبردهای تنظیم هیجانی در سوء مصرف چندگانه و شدت وابستگی  

فروشگاه جامع پروژه های دانشجویی

اگر به یک وب سایت یا فروشگاه رایگان با فضای نامحدود و امکانات فراوان نیاز دارید بی درنگ دکمه زیر را کلیک نمایید.

ایجاد وب سایت یا
فروشگاه حرفه ای رایگان

آمار سایت

آمار بازدید

  • بازدید امروز : 301
  • بازدید دیروز : 1250
  • بازدید کل : 9811682

پروپوزال بررسی نقش عوامل شخصیتی، سطوح کارکردی شخصیت، حوادث استرس¬زای زندگی و راهبردهای تنظیم هیجانی در سوء مصرف چندگانه و شدت وابستگی


پروپوزال بررسی نقش عوامل شخصیتی، سطوح کارکردی شخصیت، حوادث استرس¬زای زندگی و راهبردهای تنظیم هیجانی در سوء مصرف چندگانه و شدت وابستگی

عنوان پروپوزال: بررسی نقش عوامل شخصیتی، سطوح کارکردی شخصیت، حوادث استرس­زای زندگی و راهبردهای تنظیم هیجانی در سوء مصرف چندگانه و شدت وابستگی

فرمت فایل: Word

تعداد صفحات: 20

توضیحات

اعتیاد و وابستگی به مواد معضلی است که سابقه­ای دیرین در تاریخ بشر داشته، و همواره مشکلات عدیده اجتماعی، اقتصادی، فردی و خانوادگی را موجب شده است. شیوع بالای سوء مصرف و وابستگی در قرن اخیر موجب شده که توجه ویژه­ای به این چالش اجتماعی ـ فردی شود. از آن جمله می­توان به توسعه راهکارهای جدید درمانی اشاره کرد؛ مانند درمان جایگزین متادون و ... . این درمانها اگرچه از اثربخشی امیدوار کننده­ای برخوردارند، اما الگوهای جدید سوء مصرف و وابستگی مثل مصرف روزافزون مواد صناعی چون مواد محرک آمفتامینی (یا همان شیشه)، قرصهای روانگردان اکستازی، مصرف همزمان چند ماده و ... این امر را پیچیده­تر می­کند.

هر چند مطالعات همه­گيري شناسي جديد در خصوص ميزان سوءمصرف و سوء مصرف چندگانه مواد در سطح کشوري در دسترس نيست، اما گزارش­­هاي موجود از روند رو به رشد کشفيات متاآمفتامين­ها، افزايش تقاضاي درمان از جايگاه­هاي تخصصي درمان اعتياد براي درمان سوءمصرف مواد، آسیب شدید بر اثر مصرف همزمان چند ماده، روند رو به رشد موارد مسموميت با سوء مصرف چندگانه در ميان مراجعان به اورژانس­هاي مسمومیت ها نشانگر يک روند نوپديد در نيمرخ سوءمصرف، در مصرف کنندگان مواد است. به عنوان مثال، آمار مراجعين ناشي از مسموميت با انواع محرک ها در بيمارستان لقمان حكيم دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي در تهران، نشان مي­دهد که تعداد موارد بستري ناشي از مسموميت حاد با اين مواد از 189 مورد در سال 1384 به 889 مورد در سال 1388 افزايش يافته است. رشد مسموميت حاد با اين مواد در خانم ها در طي همين مدت نيز حدود 4 برابر بوده است (حسنيان و همکاران،1390).

با توجه به سابقه تاریخی مصرف مواد و تاثیر مخرب آن بر کارکردهای فردی، اجتماعی و شغلی افراد تلاش برای درمان آن از دیرباز شروع شده و از روش­های رسمی و غیر رسمی زیادی برای درمان و بازتوانی افراد استفاده شده است (سادوک و سادوک، 2007). اگرچه پیشرفت­های درمانی آینده امیدبخشی را نوید می­دهند، اما با وجود آن درمان وابستگی به مواد با چالش­های بی­شماری همراه است. از جمله مهمترین چالش­ها در این زمینه می­توان به عدم کارایی بسیاری از درمانها، عود مجدد وابستگی، مصرف همزمان چند ماده، شدت یافتن مصرف مواد و ... اشاره کرد (سوزان نولن و هوكسما؛ 2004). این امر می­تواند دلایل متعددی داشته باشد. از منظر آسیب­شناسی روانی نوین مهمترین دلیل و نقطه مشترک بسیاری از اختلالات روانی وجود مبانی شخصیتی و هیجانی همراه در این اختلالات است. رویکردهای کمی جدید با استفاده از مدل­یابی معادلات ساختاری[1](SEM) به بررسی همه اختلال­های روانی DSM-IV پرداخته­اند (کاپفر[2] و همکاران، 2002). در این بررسی­ها عاطفه منفی[3] و عاطفه مثبت[4] به عنوان عامل سطح بالای اصلی اختلال­های DSM-IVمشخص شده است (آلن و همکاران، 2008). عوامل دیگری که رابطه زیادی با اختلال­های روانی داشتند وجود خصیصه­های شخصیتی چون درون­گرایی­ـ برون­گرایی، ضدیت[5] و مسایل مربوط به روابط بین فردی بود (کاتو[6] و همکاران،؛ 2011). شواهد پژوهشی دیگر حاکی است که افراد سوء مصرف کننده مواد راهبردهای تنظیم هیجانی (اکسلرود[7] و همکاران، 2011)مناسبی ندارند.

خصیصه­های[8] شخصیتی از جمله ویژگیهای پایداری هستند که در تمامی ابعاد شناختی، هیجانی، رفتاری و ارتباطی تاثیرگذارند (میلون، 2004). رابطه این خصیصه­ها به عنوان یک عامل مهم در سایکوپاتولوژی در بسیاری از اختلالات بررسی و تایید شده است. شواهد پژوهشی حاکی از آن هستند که دلیل مهم گرایش به مصرف مواد، عدم پاسخگویی به درمان و شدت وابستگی وجود ویژگیهای شخصیتی خاص در افراد وابسته است. اما در مورد رابطه سوءمصرف چندگانه مواد و ابعاد شخصیت مطالعه چندانی انجام نشده است.

تنظیم هیجانی به راهبرد‌هایی اشاره دارد که افراد از آنها برای وقوع، تشدید و ابراز دامنه گسترده‌ای از هیجان­ها استفاده می­کنند (گراس[9]، 2007). تنظیم و بدتنظیمی هیجانی نقش مهمی در تداوم اختلال­‌های هیجانی دارد­. افرادی که درباره ابراز و تجربه هیجان­‌های خود مشکل دارند از راهبرد‌های ناسازگارانه تنظیم هیجانی مثل سرکوبی و اجتناب، پنهان کردن یا نادیده گرفتن آنها استفاده می­کنند که پیامد‌های منفی دربردارند (گراس[10] و تامپسون، 2007). تلاش افراطی برای کنترل تجربه هیجانی منجر به افزایش احساس­‌هایی می­شود که فرد در تلاش است تا آن را تنظیم کند. این الگو ممکن است فرد را در چرخه معیوب برانگیختگی هیجانی و روانشناختی قرار دهد که منجر به تلاش ناموفق بیشتر سرکوبی و اجتناب می­شود که آنها نیز به نوبه خود در ایجاد ناراحتی روانشناختی و کاهش بهزیستی روانی و کیفیت زندگی نقش دارند.

شواهدی وجود دارد که نشان می­دهد بسیاری از اختلال­‌های هیجانی با تلاش برای تنظیم (اجتناب از) تجربه­‌های هیجانی توصیف می­شوند. نمونه­‌های این فرایند در مورد افسردگی و خشم توسط بارلو (2002) گزارش شده است که این موارد در بیماران وابسته به مواد نیز دیده می­شود نولن- هوکسما، 2012). در سال­های اخیر، تلاش­های زیادی در جهت آشکار سازی رابطه بین گرایش به استفاده از راهبردهای تنظیم هیجانی و انواعی از اختلال­ها انجام شده است مانند افسردگی (گارنفسکی[11] و همکاران، 2002)، اختلال اضطراب فراگیر، اختلال استرس پس از سانحه و اختلال اضطراب اجتماعی. اما در خصوص وابستگی به مواد و بخصوص سوءمصرف چندگانه مطالعات منسجم و متمرکزی وجود ندارد (اکسلرود[12] و همکاران، 2011).

 

[1] Structural Equation Modeling

[2]Kupfer

[3] Negative Affect

[4] Positive Affect

[5] antagonism

[6]kotov

[7]Axelrod

[8] traits

[9] Gross

[10] Gross

[11]Garnefski

[12]Axelrod

  انتشار : ۱۵ اسفند ۱۳۹۵               تعداد بازدید : 618

برچسب های مهم

http://kia-ir.ir

تمام حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به "" می باشد

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما